اوین مرحله یادگیری سواد عاطفی

اولین مرحله ی یادگیری سواد عاطفی

اولین مرحله ی یادگیری سواد عاطفی:

چرا گاهی نمی توانیم به سادگی به دیگران محبت کنیم و یا حتی محبت و عشق را بپذیریم؟
به راستی دلیل آن چیست؟
این مبحث می تواند مربوط به سواد عاطفی باشد،آیا یادگیری سواد عاطفی ، مراحل دارد؟،مراحل آن کدامند؟،
چگونه هر مرحله را یاد بگیریم؟ و…
در این مقاله قصد داریم به اولین مرحله یادگیری سواد عاطفی به طور مفصل بپردازیم.

سرفصل ها

 اولین مرحله یادگیری سواد عاطفی

اولین مرحله یادگیری سواد عاطفی، گشودن پنجره ی قلب است. گشودن پنجره ی قلب، پایه و اساس سواد عاطفی است و برای فراگیری دو مرحله بعدی آموزش سواد عاطفی؛ یعنی سنجش و بررسی چشم انداز عاطفی و مسئولیت پذیری، لازم و ضروری است.

با رد و بدل کردن حرف های محبت آمیز و پیام های مثبت می توانیم احساس فطری عشق و محبت را در خود پرورش دهیم و راه را برای شکوفایی قلبمان بگشاییم. از همین رو، آموزش سواد عاطفی نیز از همین نقطه آغاز می شود: یاد بگیریم که به دیگران عشق بورزیم.

تاثیر قدرت پیام های مثبت و محبت آمیز در سواد عاطفی

انسان ها تشنه عشق و محبت هستند و عشق از طریق پیام های مثبت و محبت آمیز رد و بدل می شود. این پیام ها می تواند جسمانی یا کلامی باشد.

ابراز محبتهای کلامی همچنیین می تواند راجع به ظاهر شخص، نحوه لباس پوشیدن او، هوش و استعداد، سخاوت، خلاقیت، سواد عاطفی، مهربانی، صداقت، اخلاق، مهارتهای عملی، وقار، قدرت رهبری، استعداد هنری، جذابیت، شرافت، بازیگوشی، خوش سلیقگی، تدبیر یا هر گونه خصوصیت برجسته دیگر باشد.

البته پیام های مثبت و نوازش و ابراز محبت، همیشه به طور مستقیم اعمال نمی شود. گوش کردن مشتاقانه به حرفهای دیگری یا دادن دسته گل در انتهای کار به کسی، می تواند نوعی پیام مثبت و ابراز محبت قدرتمند باشد.

مثال و نمونه ای از یک رابطه: مارسل و کری نمونه خوبی در مورد اهمیت ضربه های مثبت و حرف های محبت آمیز هستند. مارسل یک معلم پرکار است. صبح تا شب تدریس می کند و مقدار زیادی از ورقه هایش را نیز به خانه می آورد و خلاصه فرصت سر خاراندن هم ندارد.

او از آن دسته مردهایی است که نمی تواند حرف های محبت آمیز به همسر خود بزند، اما همسرش کری این نقطه ضعف او را پذیرفته است. زیرا مارسل، در عوض، در زمینه ابراز محبت غیرکلامی خیلی خوب عمل می کند.مثلاً هر موقع کری نیاز به صحبت کردن دارد مارسل فوراً دست از کارهایش می کشد و سراپا گوش می شود.

او روزهای تعطیل زود از خواب بیدار می شود و صبحانه را آماده می کند و برای کری به اتاق می برد. همچنین هر از چند گاهی هدایای کوچکی برای کری می خرد. خلاصه دائماً مهر و محبت خود را با اعمال خویش به او نشان می دهد.

برخی از ویژگی ها و خصایص رفتاری ما که از طریق دیگران مورد لطف و محبت قرار می گیرند همیشه آشکار نیستند. ما از طریق برخورد مثبت یا منفی دیگران با رفتارهای خود، شناخت بیشتری راجع به خود پیدا می کنیم. برای مثال، جین از دیوید خواست که صادقانه به او بگوید غیر از قیافه جذابش چه خصوصیت دیگری را در او می پسندد.

دیوید در پاسخ گفت: ((تو بیش از حد حساس و عاطفی هستی. همیشه آرزو داشتم می توانستم مثل تو احساساتم را بروز دهم. خلاصه از این احساسات پرقدرت تو خیلی خوشم می آید و به آن حسودیم می شود.)) جین وقتی این را شنید خیلی تعجب کرد. او همیشه فکر می کرد که گریه کردن در هنگام دیدن فیلم یا در طی جر و بحث با دیگران، عملی ناخوشایند و احمقانه به شمار می رود.

حالا او موضوعی را در مورد خودش یاد گرفته بود و با شگفتی دریافته بود که دیوید او را به خاطر نازک طبعی اش مورد ستایش قرار می دهد. در کنار حرفها و نوازش های مثبت و محبت آمیز، گفته های منفی نیز وجود دارد.

برخی از آنها به طور آشکار بیان می شوند و همچون زهر، کام ما را تلخ می کنند، مثل ((چرا نمی توانی هیچ کاری را درست انجام بدهی؟)) و برخی دیگر که به گونه ای ظریف و غیرمستقیم ادا می شوند. بعضی اوقات گفته های منفی و تلخ در ظاهر به شکل تعریف و تمجید ابراز می شوند.

بعضی اوقات، دیگران مهر و محبت خود را چنان محکم ابراز می کنند که باعث ناراحتی ما می شود. مثل مادربزرگی که نوه اش را سخت در آغوش می گیرد و صورتش را غرق بوسه های آبدار می کند!

سرانجام، بعضی از مهر و محبت ها هستند که از صمیم قلب ابراز نمی شوند و حالتی مصنوعی دارند. این نوع نوازش ها به جای آن که انرژی بخش و شادکننده باشند، باعث رنجیدگی خاطر و ملال می شوند و همان بهتر که اصلاً ابراز نشوند.

 مشکلات موجود بر سر راه ابراز محبت کدامند؟

طبیعت بشر نیاز فراوان به مهر و محبت دارد اما بدبختانه، مهر و محبت همیشه آزادانه جاری نمی شود؛ حتی در بین کسانی که عاشقانه یکدیگر را دوست دارند. رد و بدل کردن مهر و محبت باید خیلی ساده و لذتبخش باشد. ولی اکثر ما هنگامی که می خواهیم به کسی ابراز محبت کنیم هاج و واج می مانیم و خیلی ناشیانه عمل می کنیم.

عذر و بهانه افراد در مورد امتناع از ابراز محبت متفاوت است؛ بعضی ها می گویند: ((تو که می دانی من دوستت دارم.)) یا ((چند هزار دفعه باید بگم که دوستت دارم؟)) یا ((اگر دوستت نداشتم اینجا بودم؟)) بعضی ها هم چنان با لحن طعنه آمیز و آزرده می گویند: ((آره، عزیزم البته که دوستت دارم.)) که هر گونه ذوق و اشتیاق را در طرف مقابل کور می کنند.

این اتفاق در زندگی روزمره به وفور رخ می دهد چون عده بسیار کمی از ما قادرند صادقانه و راحت عشق بورزند و به دور از هر گونه شرم و خجالت ابراز محبت کنند. اگر چه دائماً راجع به عشق صحبت می کنیم و مطالب مختلفی می شنویم ولی با این همه از اظهار محبت و علاقه به دیگران و پذیرش عشق آنها خودداری می ورزیم.

ما به ویژه از اظهار محبت به خودمان؛ مثلاً این که پیش خود بگوییم: ((من خیلی زیبا هستم، مهربان هستم، هوش و استعداد خوبی دارم و…..)) نیز دریغ می ورزیم.

تاثیر صرفه جویی در محبت بر سواد عاطفی

اکثر ما در زمینه ی داد و ستد محبت، از قوانین نانوشته ای پیروی می کنیم. وقتی که این قوانین زیر پا گذاشته می شود، دچار ناخشنودی یا حتی آزار و اذیت می شویم. مثلاً اگر در یک پیاده رو شلوغ به همسر خود اظهار محبت کنیم، احتمالاً عده ای از مردم با ناراحتی از ما روی برمی تابند.

چنانچه در اتوبوس یا مترو دست همسر خود را بگیریم، دیگر مسافران با ترشرویی و اخم به ما نگاه می کنند. اگر از دفتر کار خود به همسرمان تلفن کنیم و به او بگوییم ((دوستت دارم)) کارمندان دیگر احتمالاً به ما چشم غره خواهند رفت؛

البته این موانع اجتماعی در هر کشور، بر حسب آداب و سنن و فرهنگ مردم آن، تفاوت می کند اما موانعی که بر سر راه ابراز محبت و عشق وجود دارد فقط بیرونی نیستند بلکه این فشارها و محدودیت ها از جانب عاملی در درون ما تحت عنوان والد ایرادگیر نیز اعمال می شود.

به مثال زیر توجه کنید:

دایانا توضیح داد: ((وقتی رابرت راجع به زیبایی من مطالب به زبان آورد ترسیدم که دیگر اعضای گروه فکر کنند من خودم چنین چیزی را قبول ندارم. نگران بودم که اگر در مقابل تعریف های رابرت لبخند بزنم آن وقت دیگران فکر می کنند که من خیلی محتاج تعریف و تمجید هستم و برایم دلسوزی می کنند.

به عنوان یک تجربه و آزمایش به او پیشنهاد کردم از رابرت بخواهد که دوباره از او تعریف کند. اما دایانا در روی صندلی خود پیچ و تابی خورد و گفت: ((آخر این کار من باعث می شود که آنها فکر کنند خیلی به تعریف و تمجید دیگران نیاز دارم.))

در پاسخ گفتم: ((خوب، پس چطور است خودت همین تعریف و تمجید را از خودت بکنی؟ به خودت بگو که خیلی خوشگل هستی.)) این پیشنهاد برای او تکان دهنده بود و بغضش ترکید و شروع به گریه کرد. وقتی که علت گریه اش را جویا شدم اعتراف کرد که از تعریف و تمجید رابرت خیلی خوشحاال شده است.

دایانا دلش می خواست حرف های رابرت را باور کند و از او تشکر کند. اما می ترسید خود را شاد و خرسند نشان دهد. از او خواستم فکر کند ببیند چرا چنین احساسی دارد. او در اندیشه فرو رفت و بالاخره به یاد آورد زمانی که در مدرسه و دبیرستان درس می خوانده است، تعدادی از هم کلاسی هایش همیشه هر وقت از چیزی شاد و خرسند می شدند او را مسخره می کرده اند.

تکرار این رفتار از جانب آنها باعث شده بود دایانا یاد بگیرد از پذیرش مهر و محبت دیگران نگران شود، به ویژه تعریف و تمجیدهایی که موجب می شد در حضور جمع به هیجان بیاید. زیرا تصور می کرد اظهار شادی و خرسندی او باعث می شود دیگران او را مسخره کنند.

دایانا در مورد اظهار لطف و محبت به دیگران مشکلی نداشت، اما در خصوص پذیرش محبت از دیگران یا تقاضا کردن آن از دیگران یا بیان کلمات محبت آمیز به خود، دچار مسئله بود. متاسفانه دایانا یک مورد استثنا نبود.

بعضی از افراد، هر نوع لطف و محبتی را که به آنها می شود رد می کنند. اکثر ما وقتی که می خواهیم به دیگران اظهار محبت کنیم چیزی توی گلویمان گیر می کند. همه این واکنش ها باعث می شود از نزدیک شدن به دیگران و صمیمیت با آنها احتراز کنیم.

آیا تا کنون برایتان پیش نیامده که از صمیم قلب بخواهید به کسی بگویید که خیلی دوستش دارید یا عاشقش هستید ولی از ابراز آن عاجز مانده باشید؟

آیا تا به حال برایتان پیش نیامده که پیش خود شک کنید آیا همسر، نامزدم، دوستم، برادرم، خواهرم یا والدینم مرا واقعاً دوست دارند یا نه؟

اگر هم دوست دارند به چه طریق و برای چی؟ آیا توانسته اید چنین سوالی را از خود او بپرسید؟

تا کنون چند بار به این ترفند متوسل شده اید که انواع صفت های ناپسند را به خود نسبت بدهید به امید آن که دیگری با شما مخالفت ورزیده در عوض از شما تعریف کند؟

همه اینها نتیجه تسلیم شدن به قوانین صرفه جویی در ابراز محبت است.

قوانین صرفه جویی در محبت کدامند؟

صرفه جویی در محبت، شامل مجموعه قوانینی است که توسط افراد جامعه و والد ایرادگیر درونی خودمان وضع شده است، همان والد ایرادگیری که صدایش همیشه توی گوشمان زنگ می زند و ما را از دادن یا پذیرفتن لطف و محبت دیگران منع می کند. قوانین صرفه جویی در محبت عبارتند از:

  •  مهر و محبتی را که دلت می خواهد به دیگران ارزانی کنی پیش خود نگه دار.
  •  هر گونه لطف و محبتی را که خواهان آن هستی از دیگران نخواه.
  •  مهر و محبتی را که از صمیم قلب می خواهی از دیگران نپذیر.
  •  مهر و محبتی را که خواستار نیستی رد نکن.
  •  به خویشتن خود حرف های مثبت و دلگرم کننده نزن.

 چرا آدم ها گفته های منفی و تلخ را می پذیرند؟

وقتی که همه افراد یک گروه اجتماعی از قوانین صرفه جویی در محبت پیروی می کنند، آن گاه کیفیت و کمیت مهر و محبتی که میان افراد مبادله می شود به نحو چشمگیری کاهش می یابد. به این ترتیب مردم تشنه مهر و محبت خواهند شد.

یکی از اثرات مخرب و مهم این تشنگی آن است که مردم تشنه ی محبت، گفته های منفی و تلخ را می پذیرند یا حتی آن را جستجو می کنند زیرا آنها
نمی توانند از کسی گفته های مثبت و محبت آمیز دریافت کنند.

به همان طریق که وقتی کسی از فرط گرسنگی یا تشنگی در شرف مرگ باشد هر غذای گندیده و آب آلوده ای را می خورد، کسانی که تشنه عشق و محبت هستند نیز هر گونه احساس و عاطفه ولو ناخوشایند و منفی مثل غذای گندیده و فاسد و آب شور، مردم را مریض می کند. به هر حال، دریافت مهر و محبت و عاطفه سلامت بخش یکی از گرفتاری ها و معضلات اساسی بشر امروزی است.

اگر انسان ها پیگیرانه و به طور منظم قوانین مربوط به صرفه جویی در محبت را زیر پا بگذارند و جیره ثابتی از مهر و محبت و عواطف مثبت دریافت کنند، به طور خود به خود پنجره های قلب آنها به روی دیگران گشوده می شود. آنها احساسات آکنده از عشق را که قبلاً از آن محروم بوده اند تجربه می کنند و همین تاثیرات را به دیگر اعضای خانواده و دوستان خود منتقل می سازند.

آدم های زیادی هستند که به سادگی و فقط از طریق اظهار عشق و محبت به دیگران، طلب کردن مهر و عاطفه از آنها در جای مناسب، پذیرفتن عواطفی که تشنه آن بوده اند، رد کردن احساسات نامطلوب و دوست داشتن و مراقبت از خود و احساس مثبت داشتن به خویشتن، توانسته اند ظرفیت عشق ورزی را در وجود خویش افزایش دهند.

نتیجه
پس یکی از مراحل یا بهتر است بگوییم اولین مرحله یادگیری سواد عاطفی، گشودن پنجره ی قلب است. این مرحله، پایه و اساس یادگیری سواد عاطفی است که لازم است هر انسانی در زندگی آن را یاد بگیرد تا در روابط خود با سلامت عقل و همچنین موفقیت پیش رود. به عبارتی، پیش نیاز یادگیری مراحل بعد در سواد عاطفی، مرحله ی گشودن پنجره ی قلب است.
در این مرحله حتی یاد می گیریم چه موانعی برای ابراز محبت داریم و با تمرین و عملکرد می توانیم این موانع را برداریم.

39 Responses

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *