زندگی نامه مارتین سلیگمن

زندگی نامه مارتین سلیگمن

سرفصل ها:

  • 💢پدر درماندگی آموخته شده کیست؟

  • 💢مصاحبه با دکتر مارتین ای پی سلیگمن

  • 💢آثاردکتر مارتین سلیگمن

 

💢پدر درماندگی آموخته شده کیست؟

مارتین سلیگمن در ۱۲ آگوست ۱۹۴۲ در شهر آلبانی از ایالت نیویورک چشم به جهان گشود.

کسی، حتی پزشکی که این نوزادِ وارونه نگه داشته شده را برای نفس کشیدن به گریه انداخت، نمی دانست که او ابداع گر نظریه ای در روان شناسی خواهد شد که تلاش می کند گریه های بسیاری را پایان بخشد.

از زندگی مارتین در دوران کودکی و نوجوانی اطلاعات زیادی در دست نیست که شاید دلیل آن این باشد که مارتین به اصل این جا و اکنون اعتقاد راسخ دارد.

مارتین در خانواده ای مذهبی رشد یافت و این باورهای مسیحی مذهبی را تا امروز حفظ کرده است. در بسیاری از کتاب هایی که پروفسور سلیگمن نگاشته می توان رد پای مذهب را دید.

تفاسیر او از انجیل بسیار عمیق هستند و او علاقه دارد تا مسائل مربوط به نظریه اش را با کمک کتاب مقدس بیان کند.

رویکردی که سلیگمن به وجود آورده، دیدگاهی شناختی است با یک محتوای مشخص بدون درون نگری های روانکاوانه و غیرقابل توجیه مثل عقده اودیپ.

با مروری بر کتاب خوش بینی آموخته شده، شما تصویر دانشمندی را شاهد هستید که جرأت مقابله با رویکرد غالب زمان خود یعنی رفتارگرایی را آن هم در حضور بزرگان این رشته مثل بی اف اسکینر به خود راه داده و در یک همایش بزرگ در دانشگاه آکسفورد آن را (رفتارگرایی) زیر سؤال می برد و از پدیده ای سخن می گوید با نام درماندگی آموخته شده، چیزی که شاید پوزخند نابغه ی روان شناسی رفتاری یعنی اسکینر را در پی داشته…!

می توان تصور کرد که بیان این نکته که تفسیر یک شوک غیر قابل کنترل در حیوان موجب بی عملی و درماندگی او شده به چه زمزمه ها و نگاه هایی از جانب رفتارگرایان منتهی گردیده است.

پسر ناخلف دنیای روان شناسی شانس زیادی داشت که چون یونگ که مورد غضب فروید واقع گردیده به نفرین ابدی رفتارگرایان دچار نگردید!….

 

سلیگمن زمانِ درماندگی آموخته شده، با سلیگمنِ زمان خوش بینی آموخته شده یک تفاوت اساسی با هم دارند و آن هم یک تغییر نگاه به پدیده ای یکسان است. در واقع سلیگمن به یک مهندسی معکوس رسیده و از نگریستن به یک پیامد منفی مثل افسردگی به یک راهکار پیش گیرانه به نام خوشبینی آموخته شده دست یافته است.

وی هم اکنون رفته رفته به یک وزنه سنگین در دنیای روان شناسی پست مدرن تبدیل شده و از آمار رو به فزونی پژوهش ها، واحدهای دانشگاهی مرتبط با روان شناسی مثبت نگر و مواردی از این دست می توان اشتیاق جامعه روان شناسی به گوش دادن و خواندن آثار این دانشمند بزرگ را لمس کرد.

مارتین سلیگمن علاقه مندی حرفه ایش را روی موضوع هایی متمرکز ساخته که موجب بروز تفاوت های بنیادین وی نسبت به سایر نظریه پردازان گردیده است.

دکتر سلیگمن را می توان از روی فعالیت هایش بر روی روان شناسی مثبت نگر، درماندگی آموخته شده، افسردگی و خوش بینی و بدبینی شناخت.

او به تازگی به سرپرستی دانشکده روان شناسی دانشگاه پنسیلوانیا برگزیده شده است. وی را می توان نویسنده پرفروش ترین کتاب های روان شناختی در هر دو زمینه ی روان شناسی علمی، بالینی و مردمی دانست.

در کارنامه حرفه ای مارتین سلیگمن می توان به حدود۲۰ جلد کتاب و ۲۰۰ مقاله در زمینه انگیزش و شخصیت دست یافت که نشان دهنده ی کارهای گسترده ی وی در دنیای روان شناسی است.

 

سلیگمن را می توان در قله های افتخار روان شناسی از ارائه یک نظریه ی هنجارشکن و انقلابی در زمینه ی افسردگی، اختلال روانی تمدن تا ریاست انجمن روان شناسی آمریکا در سال ۱۹۹۶ مشاهده کرد.

در وجود سلیگمن و با بررسی آثار و شرح حالش می توان به این موضوع پی برد که دامنه ی گسترده بررسی های وی در پرداختن به زوایای گوناگون یک موضوع یعنی افسردگی، از وی یک دانشمند متمرکز و در همان حال با اندیشه های فراخ ساخته است که در بسیاری از دانشمندان پیش از وی و حتی پس از وی چنین شهامتی مدت هاست دیگر قابل دیدن نیست.

 

در حقیقت وی را می توان نسخه ی به روز شده، شناختی، پست مدرن معتدل و انسان گرای فرویدی های غیر کلاسیکی چون آلفرد آدلر دانست.

سلیگمن در تلاش است تا یک جنبش بزرگ در زمینه روان شناسی نوین ارائه کند. با یک نگاه گذرا به روند مقاله ها، پژوهش ها و کتاب هایی که مارتین سلیگمن در طول این چند سال ارائه کرده می توان به راحتی به این نکته پی برد که سلیگمن از اندیشه های کلاسیک در روان شناسی فاصله گرفته و روان شناسی را به مرحله ی یک دگردیسی بزرگ نزدیک کرده است.

 

💢مصاحبه ای با دکتر مارتین ای پی سلیگمن

 

جاش: ابزاری که شما در کنفرانس EQ با عنوان مقابله با اندیشه های فاجعه آمیز ارائه کردید را بیشتر توضیح دهید.

مارتین: گویا ما انسان ها گرایش زیادی برای ماندن در وضعیت اشتباه داریم و مهارت لازم برای حل این مشکل، همان زیر سوال بردن است. در برنامه های خوش بینی آموخته شده، ما به مردم آموزش می دهیم که پیش از هر چیز باورهای فاجعه آمیزشان را تشخیص دهند.

برای مثال آنها ممکن است با خود بگویند ((هیچ کس مرا دوست ندارد. من هرگز در میهمانی ها خوش نگذرانده ام.))

ما به آنها توصیه می کنیم افرادی با این ویژگی های فکری منفی را یافته و به تعدیل افکار آنها بپردازند اغلب افراد در مقابله با اندیشه های فاجعه آمیز دیگران موفق تر از خودشان عمل کنند.

این یک مهارت کلیدی هم درشناخت درمانی و هم در آموزش خوش بینی آموخته شده است.

جاش: افراد از چند سالگی می توانند این مهارت ها را فرا بگیرند؟

مارتین: از ده سالگی

جاش: اگر حس کنی این جا یک چیزی درست کار نمی کند چه می کنی؟

مارتین: پیشنهاد اول من، ارزیابی این است که شما خوش بین هستید یا بدبین. برای این کار آزمون هایی تولید کرده ایم.

جاش: شما خوش بین هستید؟

مارتین: من یک بدبین مادرزادم.

 

جاش: پس به خودتان یاد دادید که خوش بین باشید؟

مارتین: من فکر می کنم که تنها یک شخص بدبین می تواند در این رابطه بنویسد. اما من درباره مهارتی حرف می زنم که هر روز از آن استفاده می کنم.آن چه می خواهم بگویم، در مورد یک خوش بینی انعطاف پذیر است. من می توانم موقعیت های خوش بینانه را از موقعیت های بدبینانه تشخیص دهم.

جاش: چه جوری می توانید تشخیص دهید که موقعیتی خوش بینانه است یا بدبینانه؟

مارتین: از خودم می پرسم: ((اگر در این شرایط موفق نشوم چه می شود؟))

برای مثال اگر به عنوان یک فروشنده به یک تلفن دلسرد کننده برخورد کنم، پیامدهای این برخورد برایم کوچک خواهند بود.

وقتی پیامدها کوچک اند، یعنی وقتی پیامدهای شکست برایتان کوچک جلوه کنند، شما خوش بینانه برخورد کرده اید.

هر وقت پیامدهای شکست بزرگ و فاجعه آمیز باشد، معنایش این است که شما نمی خواهید از مهارت های خوش بینی استفاده کنید.

جاش: وقتی به دنیای پیرامون تان نگاه می کنید، آیا یافتن خوش بینی در میان این همه فلاکت و بدبختی کار دشواری نیست؟

مارتین: جای بسی شگفتی است که ما شاهد بالاترین میزان افسردگی و بدبینی در دنیای کنونی هستیم…در این دنیا، ما تضادهای زیادی می بینیم.

جاش: وقتی من درباره ی خوش بینی آموخته شده صحبت می کنم، مردم اغلب می پرسند چگونه باید از بدبینی به خوش بینی تغییر وضعیت دهند؟

مارتین: به گمان من گام نخست این است که این افراد هزینه های بدبین بودن خود را ارزیابی کنند. به عنوان آدم های بدبین این فراد درکار و زندگی سختی های زیادی را تحمل می کنند.و اگر از مزایای خوش بینی و روان شناسی مثبت نگر به آنها بگویند، می توانند این سبک اندیشیدن را به جای شیوه بدبینانه برگزینند.

 

💢آثار دکتر سلیگمن

  • خوش بینی آموخته شده
  • ✨آنچه می توانید و آنچه نمی توانید تغییر دهید
  • ✨کودکان خوش بین
  • ✨درماندگی و روان شناسی نابهنجاری
  • ✨از بدبینی به خوش بینی
  • ✨سازمان های خوش بین
  • ✨شادمانی درونی

137 Responses

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *