تأثیر زخم بر رابطه عاطفی

تاثیر زخم بر رابطه ی عاطفی

تاثیر زخم بر رابطه ی عاطفی

اگر زندگی خود را از گذشته تا به الان مرور کنیم، می بینیم همه ی ما احساسات حل و فصل نشده ای را از دوران کودکی به روابط حال خود می آوریم. تقریباً نمی توان فردی را پیدا کرد که هیچ گونه آسیب و زخمی نداشته باشد پس این زخم ها و آسیب هایی که دیدیم بر روی تمامی حوزه های زندگی ما تاثیر می گذارند.

معمولاً زمانی که وارد رابطه می شویم هر مشکلی که پیش می آید، متوجه می شویم مربوط به آسیب و زخمی بوده که در کودکی داشته ایم و شفا نگرفته اند و تا به الان با خود حمل کرده ایم.

به عبارتی یکی از عوامل مهمی که بر یک رابطه ی عاطفی تاثیر می گذارد و سبب می شود ما یک رابطه ی عاطفی ناسالم را شروع کنیم و ادامه دهیم، زخم ها و آسیب هایی است که از دوران کودکی دیده ایم و به شفای آنها نپرداخته ایم.

در این مقاله قصد داریم به تاثیر زخم ها بر رابطه ی عاطفی بپردازیم.

زخم ها، آسیب ها و رابطه ی عاطفی

زخم ها، لطمات و آسیب های روحی از دوران کودکی را می توان به اقسام زیر تقسیم بندی کرد:

  • آزار جنسی و ضربه ی عاطفی ناشی از آن
  • آزار جسمانی و یا کلامی(گفتاری)
  • ترک شدن به وسیله ی یک یا هر دوی والدین: طلاق، مرگ، فرزندخوندگی، خودکشی، دوری عاطفی
  • اختلالات تغذیه ای
  • اعتیاد یک یا هر دوی والدین به الکل، مواد مخدر، دارو و ….
  • تعصب مذهبی

  • آزار جنسی و ضربه ی عاطفی ناشی از آن

آسیب و زخم آزار جنسی و ضربه ی عاطفی ناشی از آن، یک سری مشکلات احتمالی در پی خواهد داشت که در اینجا به این مشکلات احتمالی می پردازیم:

  • اعتیاد جنسی یا ناتوانی جنسی:

    قربانیان آزار و اذیت جنسی غالباً یا نسبت به روابط جنسی و شهوت یک اشتغال ذهنی بیش از حد پیدا می کنند یا به کلی از آن بیزار می گردند به طوری که تمایل جنسی خود را کاملاً از دست می دهند و دچار ناتوانی جنسی می گردند.

چنان چه در کودکی مورد مزاحمت جنسی قرار گرفته باشید و هیچ گونه کمکی از مشاور یا راهبر برای شفای این زخم و آسیب نگرفته باشید ، بسیار مشکل یا نادر است که رابطه ی عاطفی موفقی را داشته باشید.

چنان چه شریک عاطفی تان هرگز مورد مزاحمت جسمانی قرار نگرفته باشد، اما در کودکی شاهد رفتارهای جنسی غیرطبیعی بوده و با آنها بار آمده باشد، احتمال اینکه مشکلات فوق پدید بیایند وجود خواهد داشت.

ترس از صمیمیت:

این امکان وجود دارد که قربانیان آزار و اذیت جنسی، با حد و مرزهای عاطفی و احساسی دچار مشکل شوند؛ بدین معنا که از لحاظ احساسی یا زیاده از حد منفعل باشند و هیچ گونه حد و مرزی در این باره نشناسند و یا اینکه در را به یکباره بر روی هر گونه احساسات و عواطف ببندند و با برافراشتن انواع موانع سخت، هرگز به کسی اجازه ی ورود ندهند. بیشتر کسانی که مورد تعارض جنسی قرار گرفته اند، اجازه نمی دهند از لحاظ عاطفی به آنان نزدیک شوید.

این امکان وجود د ارد که بزرگسالانی که در کودکی به هر دلیل به آنان این آموزش داده شده است که در رابطه با مسائل جنسی احساس شرمندگی و خجالت داشته باشند، حال یا از طریق تعالیم مذهبی، نظم و انضباط سفت و سخت ((والدین)) و یا دستگیر شدن در حین اجرای هر گونه عمل جنسی و تنبیه شدن برای ان، همچنین از اینکه از لحاظ روحی و یا جنسی با کسی صمیمی بشوند، مشکل پیدا کنند.

 

  • مشکل اضافه وزن:

    مشاوری تعریف می کرد: اولین سوالی که از مراجعانی که مشکل اضافه وزن دارند و برای مشاوره نزد من می آیند می کنم این است که آیا در کودکی مورد تعارض جنسی قرار گرفته اند یا خیر.
    بیش از دو سوم تمامی آنها به این پرسش، پاسخ مثبت می دهند. کسانی که در کودکی مورد تعارض و خشونت جنسی قرار گرفته اند، با ساختن یک پوش دفاعی جسمانی به دور ((کودک)) آسیب دیده ی درون شان، خود را ناخودآگاه از هر گونه درد احتمالی دور نگاه می دارند.

  • انحراف و انحطاط جنسی:

    بازماندگان آزار و اذیت جنسی در کودکی، غالباً ممکن است در بزرگسالی به رویاپردازی درباره مسائل جنسی، ورونوگرافی و یا بی بند و باری جنسی رو بیاورند که این در واقع سردرگمی آنان را در قبال مسائل جنسی به طرزی آشکار نمایش می دهد.

 

  • آزار و بدرفتاری جسمانی و یا کلامی(گفتاری)

آسیب و زخم آزار و بدرفتاری جسمانی یا کلامی، یک سری مشکلات احتمالی در پی خواهد داشت که در اینجا به این مشکلات احتمالی می پردازیم:

  • تخلیه خشونت و نفرت سرکوب شده:

    کودکانی که با آزار و اذیت جسمانی و کلامی بزرگ می شوند، معمولاً خشم و غضب فوق العاده ای در درون خود دارند. بدون دریافت کمک حرفه ای این خشم سرکوب شده را به صورت تندخوگری و پرخاشگری نشان خواهد داد، درست مانند والدین خود و در این فرآیند به شما نیز آزار خواهد رساند.
    این برون ریزی و تخلیه ی خشم، می تواند به یکی از اشکال؛ فوق العاده انتقادگر بودن، سختگیری، بدعنق بودن، دمدمی مزاج بودن و آزار شما یا بچه هایتان به طرزی عملی نشان داده شود.

  • اعتیاد:

    چنانچه دو نفر که مورد آزار و اذیت جسمانی قرار گرفته اند، بخواهند خشمی را که در درون خود دارند سرکوب کنند، این امکان وجود دارد که مستعد نوعی اعتیاد شوند تا به آنها در کرخت کردن احساسات سرکوب شده شان کمک کند؛ به طوری که احساسات منفی خود را دیگر حس نکنند. وقتی می گوییم نوعی اعتیاد یعنی می تواند(( هم وابستگی)) هم باشد.

  • رفتار کنترل گرانه:

    چنانچه شخصی در کودکی کنترل می شده است، این امکان وجود دارد که درروابط دوران بزرگسالی خود، بخواهد دیگران را کنترل کند.

  • عدم توانایی در رویارویی با مسائل و حل مشکلات:

    کودکان خانواده هایی که در آن خشم و اغتشاش زیادی وجود داشته است، در بزرگسالی نسبت به هر گونه درگیری و برخورد احتمالی شدیداً بیزار خواهند شد. چنین کودکانی در روابط بزرگسالی خود از هر گونه مذاکره برای حل مشکلات متنفر خواهند بود و سعی دارند به هر قیمت از درگیری و برخورد برحذر باشند و از اینکه به شما بگویند از چیزی ناراحت هستند خودداری خواهند کرد.
    به عبارتی از عزت نفس کافی برای حل مشکلات و پذیرش آنها برخوردار نیستند.

  • اعتیاد به ماجراجویی:

    چنانچه کودکی در خانواده ای بزرگ شده باشد که در آن مدام به نوعی ماجراجویی وجود داشته باشد، در بزرگسالی ((عشق)) و ((ماجراجویی)) در ذهن او تداعی معانی خواهد داشت. چنانچه خود یا شریک عاطفی تان در محیطی گیج کننده و غیرقابل پیش بینی بزرگ شده باشد، این امکان وجود دارد که ناخودآگاه در زندگی خود ((ماجرا)) و ((بحر ان)) بیافریند؛ چرا که این همان احساس آشنایی است که قاعدتاً، باید خانه برایش تولید کند!

  

  • ترک شدن به وسیله یک یا هر دوی والدین: طلاق، مرگ، فرزندخوندگی، خودکشی، دوری عاطفی

آسیب و زخم ترک شدن، یک سری مشکلات احتمالی در پی خواهد داشت که در اینجا به آن اشاره می کنیم:

  • ترس از تعهد:

    چنانچه خود یا شریک عاطفی تان در کودکی به عللی چون طلاق، مرگ یک یا هر دی والدین و یا بی محبتی و کمبود عشق، احساس ترک شدگی می کرده است. این امکان وجود دارد که به راحتی نتواند به کسی از نظر عاطفی تعهد بدهد. ((تعهد ندادن)) روشی است ناخودآگاه به منظور پیشگیری از هر گونه احتمال ترک شدن مجدد.

  • تعهد بی موقع و زود هنگام:

    بیشتر افرادی که در کودکی از داشتن خانواده ای طبیعی محروم شده اند، ممکن است عجولانه خود را در روابط درگیر کنند و زودهنگام تعهد بدهند؛ به این امید که آنچه هرگز نداشتند، به دست آورند. چنین افرادی بیشتر عاشق ((تصور)) متعهد بودن در رابطه هستند تا اینکه اساساً آمادگی قول دادن و پایبند ماندن را داشته باشند.

  • ناامنی، احساس مالکیت، حسادت و بی اعتمادی:

    هر چه خود یا شریک عاطفی تان در کودکی احساس ترک شدگی و رهاشدگی بیشتری کرده باشید به همان میزان نیز احتمال اینکه مشکل ناامنی، احساس مالکیت، حسادت و بی اعتمادی داشته باشید، بیشتر خواهد بود. ممکن است به راحتی نتوانید خود را متقاعد سازید و باور کنید که شما او را دوست دارید و هرگز به هیچ وجه او را فریب نخواهید داد و به او خیانت نخواهید کرد.

  • فقدان هر گونه تصویر ذهنی از یک رابطه ی سالم:

    چنانچه کودکی در خانواده ای بزرگ شود که در آن ازدواج پدر و مادرش سالم و پابرجا نمانده و دستخوش اغتشاش شده باشد، تصویر ذهنی سالم یا به عبارتی الگوی صحیحی از یک ازدواج و رابطه ی پردوام و همیشگی نخواهد داشت.
    این امکان نیز وجود دارد که چنین کودکی بعدها در رابطه با عشق و رابطه ی عاطفی دچار مشکل شود، چرا که هرگز شاهد آن نبوده است که پدر و مادرش به او و یکدیگر عشق و محبتی ابراز کرده باشند.

  

  • اختلالات تغذیه ای

آسیب و اختلالات تغذیه ای، یک سری مشکلات احتمالی در پی خواهد داشت که در اینجا به آن اشاره می کنیم:

  • خشم سرکوب شده:

    اختلالات تغذیه ای بیشتر خشم و انزجاری را که فرد به دلیل احساس عدم امنیت یا ناامنی، از ابراز آن ناتوان است، می پوشاند. چنین شخصی بی شباهت به یک بمب ساعتی ایست که منتظر انفجار است.

  • اعتماد به نفس پایین:

    افرادی که مشکل غذایی دارند، به دلیل وقایع و حوادث دوران کودکی خود اغلب از اعتماد به نفس پایینی برخوردارند. شایان توجه است که مشکلات غذایی از آنجا که یک ((چرخه ی معیوب)) را سبب می شوند، می توانند اعتماد به نفس و عزت نفس ضعیف شخص را از آنچه هست، به مراتب پایین تر بیاورند.

  • کنترل دیگران(رفتار کنترل گرانه):

    این احتمال وجود دارد که شریک عاطفی تان ((معتاد به کنترل دیگران)) باشد. چرا که ((خوردن)) چندان هم با ((کنترل)) و ((قدرت)) بی ارتباط نیست. افرادی که دچار اختلالات تغذیه ای ((آنورکسیا)) و ((بولیمیا)) در رنج هستند، به طرزی اعتیادگونه شدیداً ((کنترل گر)) هستند.

  • سوء استفاده ی جنسی پنهان از دوران کودکی:

    این امکان وجود دارد که مشکلات تغذیه ای به این دلیل حادث شده باشند تا این واقعیت را بپوشانند که در کودکی از شخص سوء استفاده ی جنسی می شده است.

 

  • اعتیاد یک یا هر دوی والدین به الکل ، مواد مخدر، دارو و….

آسیب و زخم اعتیاد اطرافیان، یک سری مشکلات احتمالی در پی خواهد داشت که در اینجا به آن اشاره می کنیم:

  • وابستگی و اتکای بیش از حد به دیگران:

    بزرگ ترین مشکل و زخمی که فرزندان والدین معتاد خواهند داشت این است که بیش از حد به دیگران متکی و هم وابسته خواهند بود. فردی که بیش از حد به دیگران وابسته است به زبان ساده می توان چنین توصیف کرد:

    فرد متکی و وابسته به دیگران فردی است که به واسطه ی وقایع و حوادث تلخ و اسفباری که در کودکی او اتفاق افتاده اند، آموخته است تا واقعیت وجودی دیگران را از واقعیت وجودی یا به عبارتی موجودیت خویش مهم تر، برتر و ارجح تر بداند. این امکان که شریک عاطفی تان مشکل هم وابستگی و اتکا بیش از حد به دیگران داشته باشد وجود دارد، چنانچه:

  1. به راحتی نمی تواند حد و مرز و حدود شما و یا دیگران را مشخص کند(به راحتی نمی تواند ((نه)) بگوید و..)
  2. به راحتی نمی تواند خواسته های خود را بفهمد و انها را مطالبه کند و بیشتر در صدد برآورده کردن نیازها و احتیاجات شماست تا نیازها و احتیاجات خودش و بلد نیست از خودش مراقبت کند.
  3. به احساسات، غرایز، دریافت ها و ادراک های خود اعتماد چندانی ندارد و غالباً به نفع دیگران از موضع خود عقب نشینی می کند و به راحتی تسلیم می شود.
  4. چشم دوخته است تا دیگران احساس ((غیر خوب)) را در او از بین ببرند و به او احساس ((خوب)) بدهند و در این زمینه کاملاً به دیگران وابسته است و نمی داند چگونه احساس خوبی نسبت به خود داشته باشد.
  • گرایش به اعتیاد:

    فرزندان والدین معتاد از آنجا که همواره شاهد آن بوده اند که چگونه پدر و مادرشان، خود و احساسات خود را با توسل به مواد مخدر، الکل، غذا و… بی حس و کرخت کرده اند، لذا چگونگی ((کنار نیامدن)) و ((نپذیرفتن)) احساسات منفی خود را به خوبی آموخته اند.

ممکن است شریک عاطفی تان مستعد این باشد که به راحتی معتاد شود تا خود را در مواجهه با احساسات و عواطف ناخوشایند بی حس و کرخت کند.

  • مشکل در بیان افکار و احساسات و گفت و گو درباره آنها با دیگران:

از انجا که فرزندان معتاد، هیچ گاه این اجازه را نداشته اند تا افکار و احساسات خود را بیان کنند و درباره ی انها در خانه با دیگران گفت و گو کنند، در بزرگسالی با بیان افکار و احساسات خود و گفت و گو درباره ی مشکلات، مسئله خواهند داشت.

  • بی اعتمادی به دیگران:

    چنانچه یک یا هر دوی والدین معتاد بودند، پس به احتمال قوی شریک عاطفی تان محیط ثابت و امنی برای رشد خود نداشته است. بنابراین این امکان وجود دارد که به راحتی نتواند به شما و عشق تان اعتماد کند و شما را از نظر عاطفی به درون خود راه بدهد.

  

  • تعصب مذهبی

آسیب و زخم های مربوط به تعصبات مذهبی، یک سری مشکلات احتمالی در پی خواهد داشت که در اینجا به آن اشاره می کنیم:

  • ناتوانی جنسی و اشتغال ذهنی مدام به روابط جنسی:

    چنانچه کودک در اوان زندگی چنین نتیجه گیری کند که روابط جنسی شوم، بد، کثیف و آلوده به گناه است، در بزرگسالی یا به دنبال روابط جنسی بد و کثیف خواهد بود و یا به طور کلی نسبت به هر گونه تماس جنسی شدیداً بیزار خواهد بود.

  • عدم توانایی بیان احساسات و عواطف:

    چنانچه خود یا شریک عاطفی تان در کودکی هرگز مجاز نبوده اید هیچگونه احساسات ((غیر پرهیزکارانه ای)) را تجربه کنید و یا احساساتی از این نوع را بروز دهید، در بزرگسالی اساساً از تشخیص و درک زیباترین و والاترین احساسات انسانی عاجز خواهید ماند، چه برسد که بتوانید آنها را به زبان برانید.

  • عزت نفس پایین:

    چنانچه به کودک گفته شود ((خدا او را دوست ندارد)) و ((او بچه ی بدی است))، در بزرگسالی نخواهد توانست به راحتی خود را همان طوری که هست، بپذیرد و دوست داشته باشد.

 

 

نتیجه:

مقصودمان از در میان گذاشتن این الگوها و آسیب ها به این منظور و معنا نیست که به جز این آسیب ها و زخم ها دیگر هیچ آسیبی وجود ندارد اما اینها زخم ها و آسیب های بارز و اصلی زندگی هر فرد می توانند باشند و قصدمان از این گفته ها به این معنا نیست که شما آنچنان بترسید که هرگز جرات نکنید با کسی که حتی یک نقطه ضعف دارد هم رابطه برقرار کنید.

همگی ما کوله باری از احساسات و زخم های شفا نیافته ای را با خود به همراه داریم و تنها هدف و منظور این است که از این حقیقت آگاه شویم یعنی از آسیب ها و زخم های خود  و شریک عاطفی مان آگاه باشیم و برای شفا و حل شدن انها دست به کار شویم تا بتوانیم رابطه ای سالم و متعادل را ایجاد کنیم.

 همچنین نکته ی مهم دیگر این است که نسبت به  تاثیر و اهمیت زخم ها بر رابطه ی عاطفی، شناخت پیدا کنیم و این شناخت و آگاهی ،تزریقی برای عملکرد ما در زندگی و همچنین رابطه باشد.

شناخت زخم ها و اسیب های خود و شریک عاطفی، توقعات واقع بینانه تری از روابط به ما می دهد و این خود نقطه ای ست برای شروع یک رابطه ی سالم یا دید و نظری برای ورود پیدا نکردن به یک رابطه ی ناسالم.

2.8 5 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از

54 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
وحیده
6 ماه قبل

خسته نباشید مثل همیشه فوق العاده بود

میترا طونی
6 ماه قبل

لذت بردم

میترا طونی
6 ماه قبل

باید زیر نظر یه متخصص زخمارو خوب کرد

طاهره
6 ماه قبل

عشق دو طرفه کم کم همه چیز و خوب میکنه

علی
6 ماه قبل

باید انقدر طرفو دوست داشته باشید تا کمکش زخماشو درمان کنید