مدیریت خشم

مدیریت خشم

زمانی که متوجه خشم در خود می شویم و حتی نسبت به موضوع خشم آگاهی پیدا می کنیم، سوال و مسئله ای که دغدغه ی ما می شود این است که چگونه خشم خود را مدیریت کنیم؟، چگونه وقتی به جوش می آوریم، رفتار کنیم؟، چه راه و روشی را در مواقع خشمگین شدن به کار گیریم؟، آیا می شود خشم را مدیریت کرد؟ و…

در این مقاله قصد داریم به موضوع (مدیریت خشم) بپردازیم.

  تعیین حد ومرز چه نقشی در مدیریت خشم دارد

خشم دارای ماهیتی کوتاه و زودگذر است، درست مانند موجی که به ساحل می خورد و به دریا بازمی گردد. دوره ی خشم در بیشتر مردم 5 الی 10 دقیقه است و بعد پایان می پذیرد، در حالی که در برخی افراد دیگر خشم نه تنها باقی می ماند بلکه هر لحظه هم شدت آن افزایش پیدا می کند.

در واقع خشم درجه بندی دارد که آزردگی خاطر ملایم ترین صورت خشم است و درست در طیف مقابل خشم و غضب شدید قرار دارد و معمولاً مدیریت آزردگی خاطر و رنجش به هیچ وجه مشکل نیست.

آزردگی خیلی پیش پا افتاده تر و معمول تر از خشم است. حدوداً نیمی از افرادی که مورد تحقیق قرار گرفته اند، اذعان داشته اند که در بهترین شرایط حداقل یک بار در هفته رنجیده خاطر می شوند، از آنجا که شدت رنجش و آزردگی بسیار کمتر از خشم است مردم خیلی زودتر و سریع تر از خشم بر آن فائق می آیند و دیگر اینکه رنجش و آزردگی خود به خود برطرف می شود. خلاصه اینکه اگر جریان به رنجش و آزردگی خاطر ختم شود، مشکلی نیست.

 

  تعیین حد ومرز چه نقشی در مدیریت خشم دارد

چگونه رنجش و آزردگی خود را رفع کنیم

  • به آن حادثه و اتفاق بیش از حد بها ندهید. و از آنچه هست بزرگ ترش نکنید. به مسائل از دید بالاتری نگاه کنید. اگر شخصی در جاده، جلویتان پیچید و حق شما را ضایع کرد درست است که این مسئله آزار دهنده است ولی دنیا که با آن به آخر نمی رسد.
  • به خودتان نگیرید. آن شخصی که در جاده جلو شما پیچیده، نه شما را می شناسد و نه اگر کس دیگری پشت فرمان ماشینتان باشد برای او فرقی می کند و اگر دارد در جاده کارهای خلاف می کند و دیوانه بازی درمی آورد با شخص شما هیچ گونه مسئله و مشکل خاصی ندارد.
  • دیگران را سرزنش نکنید. وقتی شروع به سرزنش فرد دیگری می کنید، آزردگی و رنجش تان به راحتی افزایش می یابد پس بی خیال شوید و به ان موضوع فکر نکنید.
  • به انتقام نیندیشید. معمولاً قدم بعدی بعد از سرزنش و شماتت دیگران، انتقام گرفتن است. انرژی خود را صرف مسائلی مفیدتر از انتقام کنید.
  • تلاش کنید تا روشی غیر خشمگینانه برای برخورد با مسائل پیدا کنید. برای مثال حالا که از دست این راننده ی خاطی ناراحت شده اید چطور می توانید بدون عصبانی شدن با این مشکل روبه رو شوید؟ چطور است به موسیقی مورد علاقه تان گوش دهید یا رادیو را روشن کنید و به برنامه ای آرامش دهنده گوش کنید.
  • به خود به چشم قربانی ای بیچاره نگاه نکنید. برای برخورد و یا تصحیح موقعیتی که موجب آزارتان شده کاری انجام دهید. نوع کاری را که انجام می دهید، مهم نیست فقط باید به جای خشمگین شدن، سر خود را به کار دیگری مشغول کنید.
  • نگذارید یک حالت روحی منفی مانند افسردگی، احساس خشم شما را شدیدتر و بیشتر کند. چرا که خشم فقط باعث شدت گرفتن افسردگی می شود. به خود نگویید:

(نمی گذارم این موقعیت آزارنده، حالت روحیه ی منفی و بدم را خراب تر کند.) از خود بپرسید: (اگر الان افسرده نبودم چه کار می کردم؟) بروید و همان کار را انجام دهید.

چرا این قدر زود خشمگین می شوم

برخی از مردم زود جوش می آورند و خشمگین می شوند یعنی میزان خشمشان چنان به سرعت بالا می رود که فرصتی برای کنترل آن ندارند. میزان این حالت در شما با چند عامل نظیر عوامل زیر مشخص می شود:

  • اخلاق و روحیات شما: شما متفاوت از خواهران، برادران، والدین و دوستان صمیمی خود به دنیا می آیید. همان طور که آنها نیز مانند شما متفاوت از بقیه به دنیا آمده اند. برخی از افراد عجول و شتابزده هستند یعنی نسنجیده و بی فکر عمل می کند در حالی که برخی دیگر بیشتر اهل تفکرند.
  • یعنی قبل از انجام هر کاری خوب فکر می کنند شاید شما جزو افراد هیجان زده و یا منفعل باشید یعنی نسبت به کسانی که آرامش خیال دارند و زندگی را راحت می گیرند، خیلی زودتر از نظر جسمانی تحریک و برانگیخته می شوید. این تفاوت ها حتی قبل از تولد نیز آشکارند و بعد از آن هم تا هنگام مرگ باقی می مانند. اشخاص منفعل و هیجان زده نسبت به افرادی که بی خیال هستند و زندگی را راحت می گیرند، زودتر عصبانی می شوند و جوش می آورند.
  • الگوهای رفتاری شما: سیب معمولاً خیلی دور از درخت پایین نمی افتد، این اصطلاح به این معنی است که ما اکثر چیزها را از والدین خود می آموزیم.  برای مثال در دوران بچگی از پدر و مادر و افراد دیگری که ما را بزرگ کرده اند، چگونگی برخورد یا رویارویی با استرس را یاد می گیریم. اگر آنها اشخاصی جوشی و خشمگین باشند به احتمال زیاد ما هم همان گونه بار می آییم.
  • شخصیت شما: آیا شخصیت جنگ طلبی دارید؟ آیا در برخورد با زندگی شخصی خود بی صبر و حوصله، شتابزده، مقابله گر، پرتوقع و سلطه جو هستید؟ اگر جواب شما مثبت است پس به احتمال قوی زود جوش می آورید و در برابر دنیا حالت دفاعی می گیرید و با کوچک ترین عامل محرکی آماده ی حمله می شوید.
  • استفاده از موادی چون کافئین، نیکوتین و الکل: موادی که روی مغز شما تاثیر می گذارند، روی احساسات تان نیز تاثیرگذارند. موادی از قبیل کافئین، نیکوتین، الکل، کوکائین و آرام بخش ها و مانند آنها در این دسته قرار می گیرند. اگر به طور معمول از یکی از این مواد استفاده می کنید، پس به احتمال زیاد فردی عصبی هستید.
  • حالت روحی شما: اگر دچار گونه هایی از اختلالات روحی هستید (اختلالاتی چون افسردگی یا اختلال خلقی- دوقطبی بودن) شک نکنید که بسیار سریع عصبانی می شوید و جوش می آورید.
  • میزان استرس شما: دو نوع استرس وجود دارد؛ استرس طبیعی و نرمال، و استرس غیرطبیعی و بیش از حد هر چقدر که از حالت و استرس طبیعی فاصله می گیریم، امکان زود عصبانی شدن ما بیشتر می شود. بروز ناگهانی خشم معمولاً روشی است که سیستم عصبی شما برای گفتن، بس است دیگر بیشتر از این نمی توانم استرس را تحمل کنم، این استرس دارد من را از پا در می آورد، ولم کنید. انتخاب می کند.
  • میزان خواب شما چقدر است: بدون خواب کافی (7 تا 9 ساعت هر شب) زندگی بسیار دشوار می شود و به نظر می آید برای انجام هر کار به نیروی بیشتری نسبت به قبل نیاز دارید، اعصابتان خرد و داغان است. و کارایی تان در انجام وظایف و کارها پایین آمده و سر هر چیز کوچکی جوش می آورید و عصبانی می شوید.
  • آیا با دیدی تدافعی به دنیا می نگرید: چنانچه دیدی بدبینانه و منفی به دنیا دارید، یعنی گمان می کنید هیچ چیز طبق نظر و خواسته ی شما پیش نمی رود و همه ی اطرافیان خود را به چشم دشمن می بینید، امکان دارد هر لحظه عصبانی شوید و کنترل اعصابتان را از دست بدهید و هر موضوع کوچکی شما را از کوره به در برد.

چگونه خشم خود را مدیریت کنیم

حال برای اینکه دیرتر خشمگین شویم و کمتر جوش بیاوریم چه باید کرد؟ خب واضح است که به آسانی نمی شود خلق و خویی را که از بچگی در ما شکل گرفته تغییر داد، ولی می شود راه و روش هایی را برای مدیریت خشم به کار گرفت.

 

چگونه خشم خود را مدیریت کنیم

راه و روش های مدیریت خشم

  • ترک محل و سپس بازگشتن: در وجود ما مکانیسمی هست به نام جنگ یا گریز که هدایتگر رفتار ما هنگام مواجهه با انواع تهدیدهاست. حال خواه این تهدیدها جسمانی باشد، خواه تهدیدهایی برای اعتماد به نفس ما.
    با استفاده از این مکانیسم می توان توضیح داد که چرا گاهی با عوامل برانگیزاننده نوعی عکس العمل خشمگین از خود بروز می دهیم مانند جنگ و یا گاه به سادگی راه خود را کج کرده و سعی می کنیم به طور کلی از برخورد با مشکل بپرهیزیم.
    مشکل اینجاست که هیچ یک از این دو گزینه ی افراطی کمکی به مدیریت خشم نمی کند چرا که اگر تصمیم به ماندن و جنگیدن بگیریم باید خشمگین باقی بمانیم تا بتوانیم بر تهدید فائق آییم حتی امکان دارد شدت خشم ما در این فرآیند افزایش یابد.
    از طرف دیگر اگر در مقابل تهدیدها عقب نشینی کنیم، دست آخر ما می مانیم و کلی خشم. به بیان دیگر با اینکه از تهدیدی رهایی پیدا کرده ایم ولی از احساساتمان نمی توانیم بگریزیم.

خبر خوب اینکه راه سومی نیز وجود دارد که خیلی هم عملی و کاربردی است و در واقع روشی دیگر برای اتخاذ عملی سریع است. در این روش ما ابتدا قضیه را رها می کنیم ولی بعداً برای حل آن بازمی گردیم. یعنی زمانی که به اندازه ی کافی آرام شده ایم.

انسان ها برای حل مشکل و درگیری قادر به بحث هستند. این کار یکی از بالغانه ترین روش ها در برخورد با مشکلات خشم برانگیز است ولی در عین حال روشی است که کمتر برگزیده می شود.

انتخاب روش پاسخ به آنچه شما را برانگیخته، تا حدود زیادی وابسته به میزان خشم و عصبانیتی است که در ابتدا داشته اید.

شخصیت هایی که بسیار پرخاشگر یا جنگ طلب هستند، به جای رها کردن مشکل و یا حتی سعی برای آرام گرفتن، همیشه حالتی تدافعی دارند و با کوچک ترین عامل محرکی برانگیخته می شوند گویی آرام گرفتن بر ضد طبیعت ذاتی و غریزی شان است.

  • بگذارید طرف مقابلتان حرف آخر را بزند: مردم به خاطر خیلی چیزها و کلافه و آزرده خاطر می شوند. ولی از دست افراد دیگر عصبانی و خشمگین می شوند. بنابراین اغلب خشم در برخوردها و بافت های اجتماعی شکل می گیرد و همیشه یک نفر شروع کننده است و حرف اول را می زند و عامل تحریک می شود و از همان جاست که توپ خشم و درگیری شروع به قل خوردن می کند و راه می افتد. حالا سوال اینجاست که چه کسی جلوی حرکت این توپ را می گیرد؟ یا چه کسی حرف آخر را می زند؟

بعد از اینکه تشخیص دادید عصبانی هستید، می توانید تصمیم بگیرید و بگذارید که همان کسی که باعث این درگیری و بحث شده، خودش حرف آخر را بزند و به ماجرا خاتمه دهد و هر چه زودتر این کار را بکنید بهتر، مگر اینکه بخواهید ریسک کنید و بگذارید کنترل اوضاع از دستتان خارج شود. معمولاً مردم آن قدر مشتاق اند در جر و بحث ها حرف آخر را بزنند که دیگر قادر نیستند ببینند که کنترل اوضاع دارد از دستشان خارج می شود. بنابراین مدیریت خشم بیشتر روی فرآیند کار تاکید دارد تا نتیجه ی آن، پس اگر می توانیم با اجازه دادن به طرف مقابل برای زدن حرف آخر باعث بهبودی فرآیند شویم، چرا این کار را نکنیم؟

اگر اصرار دارید حرف آخر را شما بزنید یعنی نمی توانید جلو خود را بگیرید پس سعی کنید از جمله ای غیرتدافعی استفاده کنید.

  • حواس خود را به چیزی دیگر پرت کنید: انسان هر چیزی را که توجه ذهنش به سمت آن جلب شود، تجربه می کند. مثلاً اگر خشم باعث برانگیختگی شما شود، توجه ذهن شما به این احساس جلب می شود و از پرداختن به مسائل دیگر باز می ماند.
    به همین دلیل است که می توان خشم را احساسی مخرب دانست، حال هر چه این احساس قوی تر باشد، بیشتر ذهن شما را اسیر و درگیر خود می کند. در حالت رنجیدگی می توانیم حداقل به نیمی از کارهای خود برسیم ولی هنگامی که خیلی خشمگین هستیم، دیگر مثل این است که مغزمان از کار افتاده.

احساسات شدید، مثبت یا منفی بر دیگر انواع احساسات پیشی می گیرند و برای مثال هنگامی که می گوییم شخصی عشق یا خشم کورکورانه دارد، منظورمان این است که آن قدر احساس خشم یا عشق در او شدید است که مغز و ذهنش به هیچ چیز به جز این احساسات توجهی نمی کند.

با این وجود نکته ی امیدوار کننده اینجاست که مغز و ذهن می تواند منحرف شود. به این معنا که توجه ذهن می تواند در هر لحظه و موقعیتی به چیز یا مطلب دیگری معطوف شود. بنابر این حقه ای که در مدیریت خشم به کار می بریم این است که در هنگام خشم سعی کنیم توجه فکر و ذهن را به چیز دیگری معطوف کنیم.

  • تغییر موقعیت: احساسات در بیشتر افراد وابسته به موقعیت هاست. به این معنا که مثلاً چیزی در این مکان و در این لحظه شما را آزرده خاطر یا عصبانی می کند.

احساسات به خودی خود وابسته به موقعیت هایی هستند که از آنها نشات گرفته اند و تا زمانی که در موقعیتی تحریک کننده باقی بمانید به احتمال زیاد خشم شما نیز پایدار باقی می ماند. حال اگر آن موقعیت و وضعیت را ترک کنید عکس قضیه ی بالا به وجود می آید یعنی به محض ترک آن موقعیت احساس خشم شما را به کاهش می گذارد. ترک موقعیت برانگیزاننده باعث جلوگیری از افزایش خشم می شود.

روان شناسان اغلب به مراجعین خود پیشنهاد می کنند که تا می توانند از مسائل و چیزهایی که باعث ناراحتی شان می شوند از نظر احساسی فاصله بگیرند یک روش ساده برای انجام این کار جدا کردن خود و فاصله گرفتن از منبع به وجود آورنده ی خشم است.

  • نشخوار کردن ممنوع: نشخوار چیست؟ و چه ارتباطی به خشم دارد؟ سوال خوبی است. هنگامی که چهار پایانی چون گاو در حال دوباره جویدن غذایی هستند که قبلاً بلعیده اند در اصطلاح می گوییم حیوان در حال نشخوار است.
    حال زمانی که دوباره شروع می کنید و به تجزیه و تحلیل مسائلی که خشمتان را برانگیخته و علل آن را دوباره و چند باره در ذهن خود مجسم کرده و مرور می کنید، شما نیز به نوعی در حال نشخوار افکارتان هستید و بدانید که نشخوار یا تامل بسیار روی مسائل بدون تردید احساس شما را تشدید می کند.
  • شاید در ابتدا کمی احساس رنجیدگی و آزردگی کنید، ولی هر چه بیشتر فکر کنید و درباره ی آن حرف بزنید، ببشتر عصبانی می شوید. سپس از آنجایی که قادر به ترک این افکار نیستید، از احساس خشمی که خود پیامد این افکار است نیز نمی توانید رهایی یابید و در نتیجه گرفتار می شوید.

خب، حالا چگونه باید خود را رها کرد؟ سعی کنید از تکنیک و روش تفکر ممنوع استفاده کنید. به محض اینکه حس کردید دارید وارد دنیای تفکرات خشمگین تکراری می شوید، با صدای بلند به خود بگویید بس است و حواس خود را به چیزی دیگر معطوف کنید.

این لغت را هر چند بار که لازم است تکرار کنید تا وقتی که بالاخره مسائل آزاردهنده از ذهن تان بیرون روند. اگر به سرعت از این روش استفاده کنید، یعنی قبل از اینکه مشغول نشخوار افکار ناراحت کننده شوید، رهایی از آنها کار مشکلی نخواهد بود. در واقع کاری که باید سعی کنید انجام دهید، قطع رشته ی افکار بیهوده ای است که تنها باعث بدتر شدن اوضاع می شود.

اگر تکنیک فکر کردن ممنوع برایتان کارساز نبود، سعی کنید به مسائل دیگری به جز خشمتان فکر کنید و یا در ذهن خود افکار مثبتی را بپرورانید. همان کاری که در اصطلاح به آن خیال پردازی و رویابافی می گویند.

برای مثال یکی از رویاهای مورد علاقه ی کنونی من، قدم زدن در ساحل در یک روز آفتابی است و دیگری خواندن یک کتاب خوب حین تماشای برف از پنجره ی یک کلبه ی کوچک در بالای کوه است. وقتی هم که جوان تر و پرخاشگرتر بودم دوست داشتم به پرش از یک ارتفاع 50 پایی و افتادن روی تور نجات فکر کنم. خلاصه می توانید به هر چیزی که دوست دارید فکر کنید.

  • استفاده از تصویر سازی برای پشت سر نهادن دوره ی خشم: شباهت های زیادی بین مدیریت خشم و مدیریت درد، حوزه ای که بیشتر زندگی حرفه ای ام را به آن اختصاص داده ام، وجود دارد. خشم و درد هر دو می توانند به تجربه هایی شدید و مزمن تبدیل شوند و خیلی راحت می بینید که گاهی مشغول نشخوار کردن درباره ی یکی از آنها هستید.

مشاوری در مورد یکی از مراجعینش تعریف می کرد: فیلیپ مردی حدوداً 50 ساله و صاحب یک باغ میوه بود که خود آن را اداره می کرد. از زندگی اش بسیار لذت می برد و هر کاری را با دقت و به بهترین وجه انجام می داد تا اینکه یک روز در یک حادثه ی تصادف اتومبیل کمر و پایش دچار دردی شد که منشا و علت آن قابل تشخیص نبود.

فیلیپ باید به کار فیزیکی و بدنی در باغ میوه اش ادامه می داد ولی روز به روز درد او با انجام این کار افزایش می یافت و او به چیزی نیاز داشت تا در زمان هایی که تحمل درد برایش غیرقابل تحمل می شد حداقل میزان آن را برایش کاهش دهد تا او بتواند به کارش ادامه دهد. راه حلی که به او دادم، تصویرسازی بود.

فیلیپ راه آرام کردن خود را پیدا کرد و آن تصور صحنه ی مورد علاقه اش بود، صحنه ی که او در آن تنها در کنار برکه ای نشسته و مشغول ماهیگیری بود. شما هم می توانید به صورت زیر همین کار را در رابطه با خشم خود انجام دهید.

  • گوشه ای آرام پیدا کنید اگر جایی باشید که حواستان پرت شود، قادر به تصویرسازی نخواهید بود. بنابراین گوشه ای آرام برای خود پیدا کنید، یعنی جایی که بتوانید حداقل ده دقیقه در آنجا تنها باشید. اگر سرکار هستید می توانید دفتر کار خود را انتخاب کنید البته به شرطی که درش را ببندید و روی آن علامت مزاحم نشوید نصب کنید.

یا اینکه می توانید در زمان استراحت محل کار را ترک کرده و به جایی آرام و خلوت بروید. مثلاً یک نیمکت در فضای بیرون یا روی صندلی ماشین تان که در پارکینگ پارک است، یا  به دستشویی بروید و شروع کنید به تصویرسازی کردن.

  • سطح خشم خود را قبل از تصویرسازی معین کنید ابتدا میزان خشم خود را در مقیاس 1 (رنجش کم) تا 10 (عصبانیت و غضب شدید) مشخص کنید.
  • چشمان خود را ببندید تصویرسازی مبتنی بر تجسم کردن است. اگر می خواهید با استفاده از خلق تصویرهایی درونی نوش دارویی برای خشم خود پیدا کنید، ابتدا از دیدن آنچه روبه روی شما و در دنیای اطرافتان است چشم بپوشید. بنابراین بستن چشم ها اولین قدم در این راه است که احتمالاً برایتان دشوار خواهد بود. ولی برای انجام آن فقط کافی است به خود و دنیای اطراف خود اطمینان کنید.
  • سعی کنید خود را از واقعیت ها جدا کنید برای رهایی از دنیای واقعی و وارد شدن به دنیای خیال و تصویر، کافی است چشمان خود را ببندید و دیگر اینکه باید دارای نگرش و حالتی پذیرا باشید. یعنی به جسم و روحتان اجازه دهید خود را از قید احساس خشم و شرایطی که باعث برانگیخته شدن این احساس شده، رها کنید. انجام این کار هیچ فرقی با شل کردن فرمان در دستانمان هنگام رانندگی برای پرهیز از عصبانیت و خشم جاده ای ندارد.

اگر از بستن چشم های خود در مکانی که انتخاب کرده اید، احساس راحتی نمی کنید. پس احتمالاً در آن مکان احساس امنیت ندارید. بنابراین جای دیگری را برای این کار پیدا کنید.

  • یک چیز مثبت را در ذهن خود تصور کنید قسمت لذت بخش قضیه همین جاست. شما در اینجا آزادید هر فکر و خیال مثبتی را که دوست دارید در ذهن خود به تصویر بکشید. محل مورد علاقه تان برای گذراندن تعطیلات کجاست؟ در کجا احساس آرامش و راحتی و بی خیالی بیشتری می کنید؟

بیشتر مردم کنار ساحل و یا روی کوه را ترجیح می دهند ولی شاید مکانی که به شما آرامش می دهد تراس رو به حیاط پشت خانه تان باشد. نکته مهم این است که به جایی فکر کنید که برایتان سراسر آرامش زا است و در آنجا هیچ گاه عصبانی و خشمگین نمی شوید.

 

یک چیز مثبت را در ذهن خود تصور کنید

  • در تصورات خود جزئیات را هم در نظر بگیرید هنگام انتخاب و تصور صحنه ها حتماً زمان، مکان و افراد حاضر در آنها را نیز در نظر آورید. مشخص کنید که آیا تنهایید یا کسی کنارتان هست؟

کجا هستید و چه می کنید؟ آیا روی ننو دراز کشیده اید؟ یا روی اسکله نشسته اید و در حال ماهیگیری هستید؟ یا در باغ سبزیجات تان مشغول کارید؟ لباس هایی را که پوشیده اید نیز تصور کنید، آیا رنگ لباس هایتان را نیز می بینید؟ هوا چطور است؟ ابری، بادی، گرم، بارانی و یا آفتابی است؟ هر چه قدر جزئیات تصویر ساخته شده در ذهنتان بیشتر و دقیق تر باشد، بیشتر در آن غرق می شوید.

  • حداقل به مدت 5دقیقه با تصویر ذهنی تان بمانید این تمرینات را تنها برای منحرف کردن ذهن از توجه به احساس خشم به کار می برند وگرنه کنترل آن از دست خارج می شود. در نتیجه احتیاجی نیست که وقت زیادی را هر روز صرف این کار کنید و تنها بعد از 5 دقیقه انجام این تمرین (تصویرسازی مثبت) خواهید دید که به طور شگفت آوری، نه تنها مقدار زیادی از خشم خود را تخلیه نموده اید بلکه احساس تازگی و شادابی نیز خواهید کرد.
  • سطح خشم خود را بعد از انجام تصویرسازی اندازه گیری کنید هنگامی که هنوز آرام هستید و چشمانتان بسته است. بار دیگر میزان خشم خود را در مقیاس 1 تا 10 اندازه گیری کنید. آیا نسبت به ارزیابی قبلی تفاوتی حاصل شده است؟ اگر جوابتان مثبت است واضح است که در تلاش برای پشت سر گذاشتن خشم خود به طور موقت موفق شده اید ولی اگر تغییری در خود احساس نکردید و حتی خود را عصبانی تر از قبل دیدید، پس این تمرین برایتان کارساز نبوده و شاید به دقایق بیشتری از تصویرسازی مثبت نیاز دارید.
  • طولانی تر کردن و کش دادن تمرین اگر این تمرین شما را به نتیجه ی دلخواهتان رساند، چطور است کمی مدت آن را طولانی تر کنید و از تغییری که در جسم و روحتان به وجود آمده، عدم وجود تنش و استرس و ایجاد آرامش درونی، لذت ببرید. لازم نیست زیاد برای برگشت به دنیای واقعی عجله کنید.
  • چشمان خود را باز کرده و به روز خود ادامه دهید به محض اینکه چشمان خود را باز کردید، متوجه می شوید که هیچ چیزی تغییر نکرده بلکه آنچه متحول شده، خود شمایید. این شما بودید که بر ابر خیال سوار شده و رها از خشم سفر کردید، سفری کوتاه ولی نیرو بخش، سفری که طی آن توانستید خود را از چنگ عوامل و شرایطی که باعث خشمتان شده بود رها کنید.

 

چشمان خود را باز کرده و به روز خود ادامه دهید

نتیجه:

پس بنابراین، خشم احساسی جهانی است که نمی توان آن را از بین برد یا آن را انکار و سرکوب کرد. در واقع سرکوب و انکار خشم، راه حل نیست.

در صورت سرکوب و عدم پذیرش خشم در خود ممکن است روزی به خود بیایید و ببینید مثل یک کوه آتشفشان فوران کرده اید و از شما کارهایی سر زده که انتظارش را نداشته اید پس راهی که در مقابل خشم وجود  دارد، پذیرش آن و در مرحله ی بعد مدیریت خشم است.

مدیریت خشم می تواند در مسیر تعادل و خودشناسی و همچنین زیستن سالم به ما کمک کند و لازمه ی این زندگی متعادل و آرام بخش این است که این راه و روش ها را به کار گیریم.

5 1 رای
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از

41 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
وحیده
6 ماه قبل

خشم با خودش کینه هم میاره

ثریا مسلمی
6 ماه قبل

سایت عالی هستید💙

منوچهر محمدی
6 ماه قبل

بسیار لذت بردم

میترا
6 ماه قبل

عالی عالی 😍👏🏻

مریم رجبی
6 ماه قبل

واقعا همینطوره منم موافقم