تغییر تله اطاعت

تغییر تله اطاعت

شما هم ممکن است جز افراد دارای تله ی اطاعت باشید و از نشانه ها و ویژگی های آن برخوردار باشید.ممکن است از گوش به فرمان بودن و همچنین مطابق میل دیگران بودن خسته شده باشید و به دنبال راهی برای تغییر این الگو و تله هستید.

در این مقاله قصد داریم به راهکارها و مراحلی جهت تغییر تله ی زندگی اطاعت بپردازیم.

 مراحل تغییر تله ی اطاعت

  1. ریشه های تحولی تله ی زندگی اطاعت را در دوران کودکی تان بشناسید و درک کنید. کودک درون مطیع و فرمانبردار خود را بشناسید.
  2. موقعیت هایی را بشناسید که در محل کار یا در خانه تحت سلطه ی دیگران قرار می گیرید یا موقعیت هایی را بشناسید که نیازهایتان را فدای دیگران می کنید.
  3. در بسیاری از جنبه های زندگی برای خودتان علایق و ایده هایی دست و پا کنید(مثل سینما، غذا، تفریح، اوقات فراغت، استفاده از زمان و…). به تدریج با این کار، خودتان و نیازهایتان را بشناسید.
  4. ببینید که چقدر به دیگران کمک می کنید و در مقابل، دیگران چقدر به شما کمک می کنند. چقدر برای دیگران وقت می گذارید و در برابر، آنها چقدر برای شما وقت می گذارند.
  5. رفتارهای منفعلانه،پرخاشگرانه را کنار بگذارید. خودتان را مجبور به رفتارهای جراتمندانه کنید تا حق تان پایمال نشود. ابتدا خواسته های کوچک خود را برای دیگران مطرح کنید.
  6. از دیگران بخواهید که از شما حمایت و مراقبت کنند. از آنها کمک بگیرید و مشکلات خودتان را  با آنها در میان بگذارید. سعی کنید ترازوی داد و ستد شما در روابط بین فردی تا اندازه ای متعادل باشد.
  7. با افراد خودخواه و خودمحور که به نیازهای شما پشیزی ارزش قائل نمی شود، قطع رابطه کنید. وقتی احساس کردید در روابط یک طرفه و ناسالم گرفتار شده اید، رابطه را تغییر بدهید یا از خیر رابطه بگذرید.
  8. تمرین کنید به جای موافقت با دیگران، با آنها جسارتمندانه برخورد کنید. به محض اینکه عصبانی شدید با شیوه ای مناسب خشم خودتان را ابراز کنید. اگر کسی موجب ناراحتی و آزردگی خاطر شما شد، یاد بگیرید که آرامش خود را حفظ کنید و سپس دلخوری تان را به او بگویید.
  9. برای گرایش خودتان به جلب رضایت دیگران، دلیل تراشی نکنید. مدام به خودتان نگویید بلاهایی که از این راه بر سر شما می آیند، اهمیتی ندارند.
  10. به بررسی روابط گذشته ی خود بپردازید. دوستان یا افراد کنترل گر و نیازمند را مشخص کنید. در روابط بعدی خود مواظب باشید با چنین افرادی رابطه برقرار نکنید. فهرستی از ویژگی های افراد خودخواه، مغرور، بی مسئولیت یا وابسته تهیه کنید که در شما اشتیاق زیادی برای برقراری رابطه ایجاد می کنند.
  11. به رابطه ای ارزش قائل شوید که طرف مقابل، نیازهای اصیل شما را ارضا می کند، از شما نظر می خواهد و به شما مجال می دهد که توانایی های خودتان را بشناسید.
  12. در محل کار، قاطع تر باشید. به کارهای خودتان ارزش قائل شوید. اگر فکر می کنید که درخواست پیشرفت و ارتقای شغلی حق شماست از تقاضای درخواست به سادگی نگذرید. مسئولیت های افراطی را به دیگران واگذار کنید.
  13. .سعی نکنید در برابر درخواست های دیگران به لاک دفاعی بروید. تلاش کنید درخواست های دیگران را درک کنید. خواسته های خودتان را بشناسید. برخی اوقات شما از سر لجبازی با خواسته ی افراد مافوق خود مخالفت می کنید. دست از لجبازی بردارید تا مشکل شما حل شود.(درباره ی افراد سرکش و نافرمان صادق است)
  14. نتیجه گیری های خودتان از این مراحل را روی کارت آموزشی بنویسید و آن را همراه خودتان داشته باشید.

توضیح مراحل تغییر تله ی اطاعت

1-ریشه های تحولی تله ی زندگی اطاعت را در دوران کودکی تان بشناسید و درک کنید. کودک درون مطیع و فرمانبردار خود را بشناسید.

تله ی زندگی اطاعت به عواطف شدیدی در شما دامن می زند. شدت عواطف این تله ی زندگی به این دلیل است که در دوران کودکی عواطف قدرتمند و تاثیرگذاری را تجربه کرده اید. کودکان در مقایسه با بزرگسالان از قدرت کمتری برای کاهش شدت هیجان های خود برخوردارند.

بنابراین هیجان های دوران کودکی، عامل نیرومندی در هدایت رفتارهای کودکان محسوب می شوند. وقتی تله ی زندگی اطاعت فعال می شود، عواطف منفی مثل خشم، احساس گناه و ترس دامن شما را می گیرند.

به طور معمول سعی کنید از فعال شدن تله ی زندگی تان دوری کنید. همچنین تمام سعی تان این است که این عواطف دردناک را تجربه نکنید.

این عواطف را نادیده می گیرید یا انکار می کنید. بعداً بدون اینکه از خواسته های خود آگاه باشید، عنان زندگی تان را در اختیار دیگران قرار می دهید و مدام نقش فرد مطیع و سرسپرده را بازی می کنید. برای اینکه تغییر کنید باید این عواطف دردناک را تا حدودی تحمل کنید.

بهترین روش برای درک کودک درون مطیع و فرمانبردار، تصویرسازی ذهنی است. یکی از موقعیت های فعلی زندگی تان را انتخاب کنید که سخت از دیگران اطاعت کرده اید. چشمان خود را ببندید و این صحنه را واضح در ذهنتان تجسم کنید.

خیلی به خودتان سخت نگیرید. فقط تمام احساس ها، حرف ها و افکار را به یاد بیاورید. آن موقعیت را درست مثل یک فیلم تماشا کنید. پس از اینکه عواطف مربوط به آن صحنه را به خوبی تجربه کردید، ذهنتان را آرام بگذارید تا بتواند بین این موقعیت و موقعیت های مشابه در زندگی گذشته، ارتباط برقرار کند.

اگر صحنه ای از گذشته به یادتان آمد به این سوال ها جواب بدهید: چه کسانی آنجا بودند؟ چی گفتند؟ شما چه کار کردید؟ چه احساسی داشتید؟ چه افکاری داشتید؟ چه آرزویی داشتید؟ الان دوست دارید به آن افراد چی بگویید؟

چنین تصویرسازی ذهنی به عواطف شدید شما دامن می زنند. ممکن است از این عواطف شدید، غافلگیر شوید. تلاش کنید این احساس ها را بپذیرید و یاد بگیرید که این عواطف درباره ی نیازهای شما چه مطلبی به شما می آموزند. شاید متوجه شوید که خشم شدیدی نسبت به افراد سلطه گر در زندگی تان دارید.

این خشم را تحمل کنید. چنین خشمی حاکی از آن است که هنوز در ذهن شما، بخشی وجود دارد که در چنبره ی تله ی زندگی اطاعت نیفتاده است. این بخش با چنین خشمی به شما هشدار می دهد که باید در شیوه ی رفتار خودتان، تغییراتی اعمال کنید.

خشم به شما کمک می کند تا با قسمت سالم ذهنتان ارتباط برقرار کنید. این بخش از ذهن شما خواهان رشد و تغییر است. یکی از شیوه های مفید ارتباط با این بخش از ذهنتان، کمک گرفتن از همین احساس خشم است. خشم ممکن است تنها نشانه ای از خواسته های شما باشد.

از طریق تکنیک تصویرسازی ذهنی رد پای شکل گیری تله ی زندگی اطاعت را پیدا کنید. با کمک این تکنیک از شیوه ی برخورد اطرافیان و نقش آنها در شکل گیری این تله ی زندگی مطلع شوید.

توجه کنید که چقدر تجارب دوران کودکی تان در تقویت این تله ی زندگی نقش داشته اند. این تمرین را آن قدر تکرار کنید تا به درک بهتری از شرایط اولیه ی زندگی خانوادگی تان برسید. امیدواریم احساس غم یا خشم ناشی از حوادث دوران اولیه کودکی را تجربه کنید، اما نباید از این شواهد به عنوان مهر تاییدی بر مطیع بودن خودتان استفاده کنید.

 

2-موقعیت هایی را بشناسید که در محل کار یا در خانه تحت سلطه ی دیگران قرار می گیرید یا موقعیت هایی را بشناسید که نیازهایتان را فدای دیگران می کنید.

چند روزی به رفتاری های خودتان دقت کنید. از موضع یک مشاهده گر بی طرف، رفتارهای خودتان را زیر نظر بگیرید. هر زمان که متوجه شدید در شاهراه اطاعت افتاده اید، یادداشت کنید. موقعیت هایی را بنویسید که دوست دارید از موضع اطاعت به موضع تسلط و چیرگی برسید.

مثالی برای اطاعت زدایی:

  • به روزنامه رسان بگویم که وقتی هوا بارانی است روزنامه را دم در ورودی نگذارد، چون خیس می شود.
  • به فروشنده بگویم که برای انتخاب وسیله، کمک نمی خواهم.
  • به بچه ها پول تو جیبی بیشتر ندهم.
  • از همسرم بخواهم روزهایی که کلاس دارم، بچه ها را به مدرسه ببرد .
  • به پدرم بگویم که در حضور من و دیگران از بچه هایم عیب جویی نکند.
  • یک روز کامل را به خودم اختصاص بدهم و به کارهای مورد علاقه ام(مثل خرید، مطالعه، دیدن دوست و قدم زدن) بپردازم.
  • به دوستم بگویم به دلیل بدحسابی هایش باعث شده که هزینه ی این ماه سرویس بچه ها را من بپردازم و از این مسئله ناراحتم.
  • به همسرم بگویم وقتی جلوی دیگران مرا سکه ی یک پول می کند، چه احساسی دارم.
  • وقتی با همسرم برای خرید بیرون می رویم، فقط به سلیقه ی خودش بها ندهد و برای نظرات من هم ارزش قائل شود.

3-در بسیاری از جنبه های زندگی برای خودتان علایق و ایده هایی دست و پا کنید(مثل سینما، غذا، تفریح، اوقات فراغت، استفاده از زمان و…). به تدریج با این کار، خودتان و نیازهایتان را بشناسید.

این کار دگرگونی جدی در زندگی شما ایجاد می کند. به جای اینکه انرژی خود را صرف برآورده سازی خواسته های دیگران کنید، اندکی نیز به خواسته ها و نیازهای خودتان اهمیت قائل می شوید.

به تدریج درباره ی خودتان علایق و سلیقه هایی پیدا کنید. به دنبال علایق و سلیقه های دیگران نباشید.

4-ببینید چقدر به دیگران کمک کنید و در مقابل، دیگران چقدر به شما کمک می کنند. چقدر برای دیگران وقت می گذارید و در برابر، آنها چقدر برای شما وقت می گذارند.

به تعادل داد و ستد خود در روابط بین فردی دقت کنید. به روابط مهم خود مثل رابطه با همسر، نامزد، فرزندان، دوستان، والدین یا کارفرما، توجه کنید. برای هر کدام از این افراد، جدولی دو ستونی تهیه کنید. در ستون سمت راست بنویسید: ((کارهایی که من برای او انجام می دهم.)) در ستون سمت چپ بنویسید: ((کارهایی که او برای من انجام می دهد.)) با تکمیل این جدول دو ستونی، بلافاصله به میزان تعادل یا بی تعادلی رابطه ی خود پی ببرید.

هدف نهایی ما تعادل آفرینی در روابط شماست. اصلاً مایل نیستیم که شما از ارضای نیازهای دیگران دست بکشید. بلکه قصدمان این است که شما در ایثارگری خود به راه افراط کشیده نشوید. هدف این است که در حمایت، مراقبت ، حل مشکل و احترام، بر اساس اصل انصاف، عمل کنید.

 

5-رفتارهای منفعلانه-پرخاشگرانه را کنار بگذارید. خودتان را به رفتارهای جسارتمندانه مجبور کنید تا حق تان پایمال نشود. ابتدا خواسته های کوچک خود را برای دیگران مطرح کنید.

برای تغییر کردن باید شیوه های رفتاری جدیدی را امتحان کنید. باید بتوانید نیازهای خودتان را جسورانه تر بازگو کنید. بهتر است در شیوه ی ارتباط خود با دیگران تغییری ایجاد کنید.

اگر رفتار خودتان را تغییر بدهید، احساس شما نیز تحت قرار می گیرد. اگر به تغییر رفتار ادامه دهید، به تدریج نگرش شما نیز نسبت به خودتان تغییر می کند. تغییر رفتار باعث افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس  شما می شود. با دنبال کردن این شیوه های جدید به تدریج حس تسلط شما افزایش می یابد.

قدم بعدی این است که رفتار جراتمندانه تری در پیش بگیرید. کاملاً واقفیم که این کار برای شما آسان نیست. به همین دلیل باید باآرامش و به تدریج در این راه قدم بردارید. ابتدا از موقعیت های ساده تر شروع کنید و به تدریج به دنبال تغییر رفتار در موقعیت های سخت، باشید.فهرستی از موقعیت هایی تهیه کنید که مطیع دیگران می شوید و برای تغییر رفتار پیش بروید.

6-از دیگران  بخواهید که از شما حمایت و مراقبت کنند. از آنها کمک بگیرید و مشکلات خودتان را با آنها در میان بگذارید. سعی کنید ترازوی شما در روابط بین فردی تا اندازه ای متعادل باشد.

از دیگران بخواهید که بیشتر به شما کمک کنند. درباره ی مشکلات خودتان با اطرافیان صحبت کنید. بسیاری از کسانی که در دام تله ی زندگی اطاعت افتاده اند به این نکته اشاره می کنند که هر زمان درباره ی خودشان حرف می زنند تا مدت ها حالشان آشفته است. بنابراین برای اینکه دچار چنین حالت آشفته ای نشوند یا اصلاً درباره ی خودشان حرف نمی زنند یا سعی می کنند با شگردهای زیرکانه ای موضوع صحبت را عوض کنند.

اگر بتوانید این احساس آشفتگی را تحمل کنید، قدم بزرگی در راه کاهش شدت تله ی زندگی اطاعت برداشته اید. البته اگر قرار شد درباره ی مشکلات خودتان صحبت کنید، اولاً افرادی را برای این کار برگزینید که حوصله ی شنیدن حرف های شما را داشته باشند و ثانیاً، یک مرتبه تمام مشکلات و غم و غصه های چند ساله ی خود را بر سر یک نفر خالی نکنید.

 

7-با افراد خودخواه و خودمحور که به نیازهای شما پشیزی ارزش قائل نمی شوند، قطع رابطه کنید. وقتی احساس کردید در روابط یک طرفه و ناسالم گرفتار شده اید، رابطه را تغییر بدهید یا از خیر رابطه بگذرید.

برخی از افراد از اینکه شما قصد دارید رابطه را از حالت یک طرفه به سمت رابطه ی متعادل و سالم سوق دهید، چندان راضی نیستند. پر واضح است که منافع خودشان را از دست می دهند. سعی کنید به آنها فرصت انتخاب بدهید.

ببینید که آیا می خواهند رابطه را به حالت سالم و متعادل بکشانند یا اینکه خواهان رابطه ی ناسالم گذشته هستند. اگر از این فرصت استفاده نکردند در رابطه، تجدید نظر کنید یا رابطه را قطع کنید.

 

8-تمرین کنید به جای موافقت با دیگران، با آنها جراتمندانه برخورد کنید. به محض اینکه عصبانی شدید با شیوه ای مناسب خشم خود را ابراز کنید. اگر کسی موجب ناراحتی یا آزردگی خاطر شما شد، یاد بگیرید که آرامش خاطر خودتان را حفظ کنید و سپس دلخوری تان را به او بگویید.

باید یاد بگیرید که خشم خود را مناسب و به نحو موثری ابراز کنید. به جای اینکه خشم خود را درون ریزی کنید و کنترل رفتارتان را از دست بدهید می بایست بیاموزید که از دلخوری ها و عصبانیت های کوچک  برای بهبود رابطه و فرصت جسارتمندی استفاده کنید.

از این رهنمودها کمک بگیرید: علی رغم تلاش های دیگران برای اینکه شما را از تصمیم تان منصرف کنند، خونسردی خودتان را حفظ کنید، اجازه ندهید دیگران شما را فریب بدهند یا شما را به لاک دفاعی ببرند، سر حرف خود بایستید و بر موضع خودتان پافشاری کنید.

آرامش خودتان را از دست ندهید. داد و بیداد راه نیندازید. وقتی که آرامش دارید، قدرت در دست شماست. داد و فریاد راه انداختن نشانه ای از ضعف روان شناختی است. سعی نکنید به کسی توهین کنید. زمانی که آرامش ندارید و آشفته هستید، برگ برنده در دست دیگران است و به راحتی شما را مغلوب می کنند.

اگر رابطه ی شما با طرف مقابل خوب است، اما اخیراً دلخوری هایی پیش آمده است، پس سعی کنید ابتدا جنبه های مثبت رابطه را بازگو کنید. با صداقت و صراحت و در عین حال با اشاره به رضایتمندی از سایر ابعاد رابطه، به دلخوری خود اشاره کنید. مردم زمانی می توانند شنونده ی خوبی باشند که به آنها احترام گذاشته شود. اگر دیگران را عصبانی کنید در موضع دفاعی قرار می گیرند و از شما دور می شوند.

موقعیت شناس باشید. زمانی که هر دو نفر یا یکی از شما سخت آشفته و ناراحت است برای چنین بحثی اصلاً زمان مناسبی نیست. منتظر باشید که فضای ذهنی و حالت عاطفی شما آرام باشد.

سعی کنید هنگام درخواست خود، قاطعیت را هم در کلام و هم در بدن خود نشان بدهید. اگر درخواست خود را با صدای قاطع بیان کنید ولی زبان بدن شما حاکی از ترس  و نگرانی مفرط باشد، انگار به طرف مقابل پیام داده اید که حرف شما را زیاد جدی نگیرد. اگر فکر می کنید تمرین رفتار قاطعانه جلوی آینه به شما کمک می کند حتماًً این کار را بکنید. در حین گفتن درخواست، تماس چشمی فراموش نشود.

 

9-برای گرایش خودتان به جلب رضایت دیگران، دلیل تراشی نکنید. مدام به خودتان نگویید بلاهایی که از این راه بر سر شما می آیند، اهمیتی ندارند.

وقت آن فرا رسیده که اولویت ها و نیازهای خودتان را در روابط با دیگران ابراز کنید. از هر فرصتی برای این کار سود ببرید. ابتدا با مسائل جزیی و کم اهمیت شروع کنید تا بعداً بتوانید مسائل مهم تر را بازگو کنید.

مطمئناً تلاش برای حفظ وضعیت فعلی یا تلاش برای تغییر، مزایا و معایبی دارند. تلاش کنید مزایا و معایب هر دو را ارزیابی کنید، آن گاه تصمیم بگیرید.

 

10-به بررسی روابط گذشته ی خود بپردازید. دوستان یا افراد کنترل گر و نیازمند را مشخص کنید. در روابط بعدی خود مواظب باشید که چنین با افرادی رابطه برقرار نکنید. فهرستی از افراد خودخواه، مغرور، بی مسئولیت یا وابسته تهیه کنید که در شما اشتیاق زیادی برای برقراری رابطه ایجاد می کنند.

از روابط مهم خود در زندگی فهرستی تهیه کنید. الگوهای متداول رفتاری شما و این افراد چگونه بودند؟ آیا در این افراد علائم هشداری بود که بهتر است در روابط بعدی خود مواظب این گونه علائم باشید؟ آیا به سمت رابطه با افراد سلطه گر و قدرت طلب کشیده می شوید؟

آیا آن قدر جذب همسرتان شده اید که بدون اجازه ی او آب هم نمی خوردید؟ آیا به طرف افرادی جذب می شوید که بسیار زورگو هستند یا با مظلوم نمایی در شما احساس گناه ایجاد می کنند؟ و…

 

اگر بعد از پاسخ به این سوال ها به الگوی مشترکی پی بردید، بدانید که این الگوی مشترک، قاتل روابط شماست و نمی گذارد آب خوش از گلوی شما پایین برود. نمی خواهیم دستمان را دور از آتش بگیریم.

می دانیم که این کار برای شما سخت است. شما گرایش و کشش زیادی برای شروع و حفظ این روابط دارید. سالها به دلیل تلاش فراوان برای دست یابی به ناکجاآباد، در حال حاضر خسته و افسرده شده اید و دوست ندارید برای اصلاح روابط خود قدمی بردارید.

بهتر است به روابطی وارد شوید که ارزش و احترام هر دو طرف حفظ می شود. حتی اگر در نگاه اول، دلتان چندان به شروع این رابطه راضی نمی شود. یادتان باشد روابطی که از همان روزهای اول، آتشین و بسیار صمیمی هستند، ممکن است به دلیل فعال شدن تله های زندگی شما این قدر کشش و جذابیت دارند.

 

11-به رابطه ای ارزش قائل شوید که طرف مقابل، نیازهای اصیل شما  را ارضا می کند، از شما نظر می خواهد و به شما مجال می دهد که توانایی های خودتان را بشناسید.

از روابطی که طرف مقابل به حق و حقوق شما احترام می گذارد، استقبال کنید. اگر چنانچه در برابر این روابط، حس اولیه تان چندان خوشایند نیست، باز هم به این روابط ادامه بدهید. افراد مطیع با دلیل تراشی، چنین فرصت های خوبی را از دست می دهند.
دلایلی که آنها می آورند معمولاً عبارت اند از:

  • طرف مقابل خیلی جذاب نیست.
  • خیلی همدیگر را جذب نکردیم.
  • در نگاه اول خیلی خوشم نیامد.

این دلایل همان افکاری هستند که تله ی اطاعت در ذهن شما تولید می کند تا این فرصت را از دست بدهید. اگر در برابر این افکار، سر خم کنید تله ی زندگی به حاکمیت بلامنازع خودش در ذهن شما ادامه می دهد و بیشتر بر ابعاد زندگی شما چنبره می اندازد.

 

12-در محل کار، قاطع تر باشید. به کارهای خودتان ارزش قائل شوید. اگر فکر می کنید که درخواست پیشرفت و ارتقای شغلی حق شماست از تقاضای درخواست به سادگی نگذرید. مسئولیت های افراطی را به دیگران واگذار کنید.

مهارت های جراتمندی را در محل کار استفاده کنید. موقعیت هایی را که تابع دیگران می شوید، تغییر دهید. آیا شما در پیش روی رئیس، تملق و چاپلوسی می کنید، ولی پشت سرش هزار تا بد و بیراه نثار او می کنید؟ آیا علایق خودتان را فدای کسی می کنید که زیر سلطه ی او قرار گرفته اید؟ این موقعیت ها را اصلاح کنید.

اگر چه در ابتدا فکر تغییر چنین موقعیت هایی به دل شما هراس می اندازد، اما اگر به تدریج جسارتمندی را شروع کنید متوجه می شوید که احساس خوبی به دنبال خواهد داشت. لازم نیست در همه ی موقعیت ها و با همه ی افراد، رفتاری جراتمندانه داشته باشید اما یادتان باشد باید حق خودتان را بگیرید بدون اینکه حق دیگران را پایمال کنید.

 

13-سعی نکنید در برابر درخواست های دیگران به لاک دفاعی بروید. تلاش کنید درخواست های دیگران را درک کنید. خواسته های خودتان را بشناسید. برخی از اوقات شما از سر لجبازی با خواسته ی افراد مافوق خود مخالفت می کنید. دست از لجبازی بردارید تا مشکل شما حل شود.

کسانی که سرکش و نافرمان هستند به خیال خودشان با عنادورزی و مخالفت جویی، گردن خود را از یوغ کسانی که کنترلگر هستند رها می کنند  اما غافل از اینکه افراد کنترل گر بیشتر انگیزه پیدا می کنند تا سر این افراد را در مقابل خود خم کنند.

به شیوه ی مقابله و اهداف خود دقت کنید. اگر چه ظاهراً تسلیم در مقابل دیگران فرود نمی آورید اما در مقایسه با افراد مطیع، وضعیت چندان بهتری هم ندارید. شما با لجبازی و مخالفت جویی، دیگران را بیشتر به کنترل خودتان وادار می کنید. بنابراین هر چه آنها  بیشتر به شما زورگویی کنند، بیشتر عصبانی و دلخور می شوید. به خودتان این آزادی را بدهید تا با مراجع قدرت موافقت کنید.

فکر نکنید که سرکش و نافرمان هستید، پس برای رهایی از شر تله ی اطاعت فقط باید مرحله ی سیزدهم را اجرا کنید. سایر مراحل را نیز پیگیری کنید. باید یاد بگیرید که جسارتمندی بیشتری نشان دهید. سعی کنید میزان داد و ستد زندگی تان را متعادل کنید.

 

14-نتیجه گیری های خودتان را از این مراحل را روی کارت آموزشی بنویسید و آن را همراه خودتان داشته باشید.

وقتی دچار مشکل می شوید از کارت آموزشی کمک بگیرید. کارت آموزشی، حق و حقوق شما را یادآوری می کند تا قاطع تر و جسورتر باشید.

نمونه و مثالی از کارت آموزشی مربوط به ایثارگری:

من حق دارم وقتی کسی از من درخواست نامعقولی دارد، جواب((نه)) بدهم. اگر جواب ((بله)) بدهم هزار تا گرفتاری پیش می اید و از دست خودم عصبانی می شوم. احساس گناه ناشی از نه گفتن، مرا نمی کشد. می توانم این احساس را تحمل کنم. ممکن است کسی از دست من دلخور یا ناراحت شود.

اشکال ندارد. این ناراحتی موقتی است. اگر به دیگران نه بگویم، دیگران به من احترام می گذارند. ممکن است در اثر این رفتار، کسانی با من سرسنگین برخورد کنند. اشکالی ندارد. این افراد ضرر کرده اند و منافعشان را از دست داده اند. رفتارهایشان قابل درک است.

نمونه و مثالی از کارت آموزشی مربوط به فداکاری:

خواسته های من مهم هستند. لیاقت این را دارم که با من با احترام رفتار کنند. نباید به همسرم اجازه بدهم با من بدرفتاری کند. شایستگی این را دارم که با من خوب رفتار شود. می توانم از حق خودم دفاع کنم.

باید از همسرم بخواهم که احترام مرا حفظ کند وگرنه با او حرف نمی زنم. اگر ظرفیت آن را ندارد که در این رابطه برای من حقوق مساوی قائل شود، باید رابطه را تمام کنم. هر چند مدتی بعد از قطع رابطه، دلم برای بی احترامی هایش تنگ می شود، اما این دلتنگی ها حاکی از آن هستند که تله ی  زندگی ام دوباره دست به کار شده است تا روزگار مرا از این سیاه تر کند.

کارت آموزشی را همراه خودتان داشته باشید. زمانی که در اثر فعالسازی تله ی زندگی، احساس ها و افکار قدیمی شما را احاطه کردند، کارت آموزشی را مطالعه کنید. این کارت های آموزشی باعث می شوند که شما به آهستگی درک عقلانی مشکل را به پذیرش هیجانی آن گره بزنید.

 

نتیجه:

به یاد داشته باشید که تله ی اطاعت چنان قدرتی دارد که می تواند تا آخر عمر شما، خاطرات بد و ناخوشایند را در حافظه تان نگه دارد. همیشه احساس می کنید بلاهایی که سرتان آمده حق شماست. تله ی زدگی، مرکز ثقل نگرش شما به جهان، دیگران و خودتان است.

طبیعتاً شما بر علیه تله ی زندگی تان اعلام جنگ کرده اید. او بیکار نمی نشیند و به جنگ با شما برمی خیزد. البته تغییر نکردن همواره کار راحت تر و بی دردسرتری است. تله ی زندگی بارها شما را وسوسه می کند که دست از تلاش بردارید. نباید ناامید شوید چرا که تغییر یک شبه روی نخواهد داد. تغییر، فرآیندی تدریجی و دشوار است.

وسوسه انگیزترین فکری که ممکن است شما را گول بزند این است که به خاطر تله ی اطاعت، خودتان را سرزنش کنید. خودسرزنش گری مانع تغییر شما می شود. سعی کنید به علل شکل گیری تله ی زندگی که تلخ و دردناک نیز بوده اند، برای اولین بار با دیده ی احترام و پذیرش نگاه کنید.

علل زیادی در دوران کودکی سبب آسیب شما شده اند و کماکان هم آسیب می زنند. زمان آن فرا رسیده است که دست از خودسرزنشگری بردارید. سفر درونی خود را شروع کنید: از خود آسیب رسانی و فداکاری بیمارگونه به سوی عزت نفس، اعتماد به نفس و بهبودیابی.

3 2 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از

82 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
6 ماه قبل

خیلی زیبا و قشنگ بود بخصوص نکاتش

6 ماه قبل

خیلی عالی بود نکاتش واقعا ممنونم از استاد و تیم خفنش

6 ماه قبل

عالی مثل همیشه ممنونم از استاد وایسم خفنتون

6 ماه قبل

خیلی خیلی آموزشی و مفید بود این مقاله

6 ماه قبل

شناختن خواسته های خود و درک کردن خواسته های دیگران میتونی خیلی کمک کنه که در واقع بینی