پسران مو طلایی

پسران مو طلایی

49 سال از شرط بندی آق حسینی به روی ابی با بازی بهروز وثوق برای خوردن غذا و مشروب مفتی از جنوب شهر تا تجریش می گذرد.

ابی هرروز هفت تا کافه رو بهم میریزه و از آخرین کافه درب و داغون، ترکیده، مست و پاتیل و خونی و مالی شده بیرون میاد و میگه آق حسینی اونا هشت نفر بودن و من یک نفر

به عکسهای دوران کودکی پدرم نگاه میکنم گویی مردانی هستند که کوچک شده اند ولباسهای مردانه به تن کرده اند، به عکسهای جوانی پدرم نگاه میکنم یک مرد جذاب، عرض کردم یک مرد جذاب نه پسران مو طلایی

مردانی که جنگیدن، مبارزه، شکست خوردن، تاوان دادن، زخم برداشتن جز لاینفک زندگیشان بوده اما به یکباره در چند دهه تبدیل شده اند به مردانی که مو رنگ میکنند، عمل های زیبایی انجام میدهند و از زخم خوردن و جنگ فرار می کنند، چیزی که رابرت بلای به آن می گوید پسران موطلایی که هرگز نمی خواهند گوشواره های خود را در بیاورند و وارد دنیای مردانه شوند، دنیایی که زمخت است، احساسات سردتر و کمتری را در آن تجربه خواهی کرد، سرد است و درد آور و تمام زیباییش هم به همین خشن و تیز بودنش است.

دنیایی که با دنیای زنها تفاوت بسیار زیادی دارد، البته این در سطح فردی است شاید مشکل بزرگی نباشد اما وقتی چیزی شیوع پیدا میکند تاثیرش بسیار زیاد میشود.

شیوع گلزار یعنی سمت و سوی مردانگی به کلی تغییر کرده است و یا در حال تغییر است چرا که هر چیزی با متضاد آن ایجاد می شود.

وقتی کمبودی در جایی ایجاد شود قطب متضاد آن به جبران آن میپردازد یعنی افزایش انرژی مردانه در زن ها و در نتیجه بهم خوردن تعادل روانی در زنان و مردان و این خسارتهای زیادی به روابط مردان و زنان در جامعه خواهد زد.

4.2 5 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از

315 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Zahra
7 ماه قبل

اقا رنگم میکنید حداقل طلایی نکنید

Roya
7 ماه قبل

اخه چراالان باید مرداهم رنگ کنن اونم چ رنگی

Armin
7 ماه قبل

دنیای مردای بزرگ دیگ تموم شد

Maryam
7 ماه قبل

الان مردونگی کم پیدا میشه

Fatemeh
7 ماه قبل

کاش مردان غیور هنوز هم زنده بودند