7عامل رفتاری مخرب در کوچینگ

7عامل رفتاری مخرب در کوچینگ

7عامل رفتاری مخرب در کوچینگ:

تعریف می کرد: در جلسه ی کوچینگ بودم اما اجازه ی صحبت کردن نداشتم و مدام کوچ یا مربی من در حال صحبت بود و از این موضوع ناراحت بودم و بعد از جلسه احساس ناخوشایندی داشتم و تصمیم گرفتم به فرآیند کوچینگ ادامه ندهم…
به راستی چه عواملی در یک فرآیند کوچینگ می توانند موانعی برای رشد و پیشرفت مراجع باشند؟
چه عوامل مخربی هستند که از کمک کردن به فرد، در کوچینگ جلوگیری می کنند؟
چه چیزهایی موجب می شوند فرد یا مراجع، تمایلی به ادامه ی فرآیند کوچینگ نداشته باشد؟
و…
در این مقاله قصد داریم به چند عامل رفتاری مخرب در کوچینگ بپردازیم.

عوامل رفتاری مخرب در کوچینگ

رفتارهایی که ممکن است هم زیرکانه و هم آسیب زننده و مخرب باشند و در فرآیند کوچینگ نقش مانع را ایجاد کنند عبارتند از:

  •  صحبت کردن بیش از حد
  •  اعمال کنترل بیش از حد بر جهت گیری یا محتوای گفتگو
  •  بازی ((حل مسئله))
  •  به دنبال یک لحظه هیجان انگیز بودن
  •  تلاش برای خوب به نظر رسیدن در گفتگو
  •  تصور اینکه دانش و تجربه قبلی شما مرتبط است
  •  تمرکز بر آنچه نباید انجام داد

  •  صحبت کردن بیش از حد

ممکن است بدیهی به نظر برسد که کوچ یا مربی در طول گفتگوی کوچینگ زیادی صحبت نکند اما در حقیقت به راحتی در این دام گرفتار می شویم. شاید در مورد موضوعی بسیار مشتاق باشیم و 10 دقیقه بعد هنوز در حال صحبت باشیم. یا اینکه به نظر برسد مراجعمان برای صحبت کردن مقاومت می کند و ابراین سکوت وحشتناک احتمالی را با حرف زدن پر کنیم.

اصول کوچینگ مشارکتی بر این استوار است که مراجع قادر به کشف افکار و تجارب خودش باشد، به گونه ای که بینش و یادگیری را در او تشویق کند. اگر او مجبور باشد دائماً به صحبت های مربیش گوش کند، این امر امکان پذیر نخواهد بود. بنابراین توصیه می کنم مراجع تان در گفتگو حداقل 70درصد و شاید بیشتر صحبت ها را انجام دهد.

برای ترغیب او به این کار باید گوش کنید، سوال بپرسید، گفتگوها را خلاصه و جمع بندی کنید، مشاهداتی انجام دهید و یا بازخورد را ارائه دهید. گاهی اوقات ممکن است بخواهید با گفتن داستانی مختصر، کشیدن نموداری ساده یا هر چیزی که مناسب به نظر می رسد، نکته ای را بیشتر تشریح کنید. به طور کلی تعادل تمامی صحبت ها باید بر روی مراجع تان باقی بماند.

اعمال کنترل بیش از حد بر جهت گیری یا محتوای گفتگو

کوچینگ مشارکتی به این معناست که فرد را ترغیب به بررسی افکار یا تجارب خودش کنیم. بنابراین برای کوچ اهمیت دارد که تعادلی بین متمرکز نگه داشتن گفتگو و حمایت از جریان طبیعی آن ایجاد کند. گفتگوی زیر کنترل بسیار زیاد از سوی کوچ نشان می دهد:

کوچ یا مربی: خب بیا بیشتر درباره رابطه ات با پدرت صحبت کنیم. باید مشکل را دقیقاً شناسایی کنیم و همچنین علت رفتار او را بفهمیم. به نظر من باید به ریشه ی این موضوع بپردازیم.
مراجع: خب چه می خواهید بدانید؟
کوچ یا مربی: درباره آخرین بحثی که با او داشته ای و احساسی که در تو ایجاد کرده برایم توضیح بده.
همان طور که می بینید کوچ هم محتوا و هم جهت گیری گفتگو را کنترل می کند. در این مورد، مراجع حالتی موافق و تقریباً مطیع اتخاذ می کند و می گوید: ((خب، چه می خواهید بدانید؟)).
این امر کنترل گفتگو را در اختیار کوچ قرار می دهد که حس مشارکت برابر، کمتر از حد مورد نیاز را به وجود می آورد. علاوه بر این کمتر امکان دارد که جریان عادی گفتگو بروز یابد.
گفتگوی بعدی نشان دهنده این است که کوچ تمرکز مفیدی دارد و در عین حال اجازه می دهد جریان گفتگو روند خودش را طی کند:
کوچ یا مربی: خب اشاره کردی که پدرت موقعیت را بدتر می کند و دارم فکر می کنم که شاید کمی صحبت بیشتر در این باره مفید باشد.
مراجع: خب او اصلاً از تلاش های من برای ورود به دانشگاه حمایت نمی کند. فقط دائماً به من
می گوید که برو و دنبال کار بگرد.
کوچ : دیگر چه می گوید؟
مراجع: می گوید من دارم وقتم را هدر می دهم؛ برای اینکه وقتی نتوانم دوره ای که می خواهم بگذرانم، ناامید خواهم شد.
کوچ: دلایل او برای گفتن این حرف ها چه می تواند باشد؟
مراجع: به نظرم چون فکر می کند ممکن است به همان وضعیتی دچار شوم که برادرم بعد از رد شدن درخواستش به آن دچار شد. مارک حدود یک سال هیچ کاری انجام ندارد و فقط با درماندگی در خانه نشست.

توجه می کنید که کوچ یا مربی چطور از سوالاتی باز استفاده می کند تا با زیرکی اطلاعاتی را از مراجع بیرون بکشد. اگر یکی از طرفین موازنه گفتگو را در دست داشته باشد، احتمالاً این فرد مراجع است. مراجع بر اساس اطلاعاتی که ارائه می کند، جهت گفتگو را تعیین می کند.

بازی ((حل مسئله))

گاهی اوقات در گفتگوی کوچینگ تصور می کنیم که مراجع مشکلی دارد و وظیفه ماست که برای یافتن راه حل به او کمک کنیم. من این کار را بازی ((حل مسئله)) می نامم. ما تمام تلاشمان را بر یافتن یک مشکل از آنچه فرد بیان می کند، متمرکز می کنیم و سپس سعی در حل کردن آن می نماییم .

اشکالات این کار عبارتند از:

 به عنوان کوچ، فیلتری نامناسب ایجاد می کنیم که تنها به مشکلات شخص توجه کنیم.

 افکار و تحلیل هایمان باعث حواس پرتیمان می شوند و این امر باعث کاهش تمرکزمان بر طرف مقابل می شود.

 ممکن است راه حل هایمان ناکافی و نامربوط باشند در صورتی که اگر به مراجع زمان می دادیم و از او حمایت می کردیم، او می توانست راه حل های بهتری برای خودش پیدا کند.

 ممکن است مراجع در نهایت احساس ناامیدی یا شکست پیدا کند، به خاطر اینکه به یک ((مشکل)) در مورد او اشاره کرده ایم.

 فرد مقابل خودش را از این فرآیند رها می سازد، زیرا این حس به او دست می دهد که این روند بیشتر مانند ((آموزش)) است تا یک پرس و جوی هدفمند.
در کوچینگ فرد را در نظر بگیرید و نه مسئله را.

به خاطر داشته باشید که در کوچینگ در درجه ی اول بر طرف مقابل خود تمرکز کنید و نه بر مسئله او. گاهی اوقات ممکن است چنان در چالش یک موقعیت درگیر شویم که فراموش کنیم نقشمان این نیست که مسائل فرد را برایش حل کنیم. با استفاده از رفتارهایی مانند سکوت، خلاصه و جمع بندی و سوال کردن، از مراجع پشتیبانی می کنیم تا راه حل را خودش پیدا کند.

البته گاهی اوقات خوب است که در قالب ارائه مشاهدات شخصی، عقاید یا ایده های موردی به او کمک کنیم. با این وجود لطفاً به خاطر بسپارید که هدف اولیه تان این است که به فرد کمک کنید تا برداشت های خود را به وجود آورد. تنها با فراهم نمودن فضا و فرصت لازم برای او، این امر محقق خواهد شد.

به دنبال یک لحظه هیجان انگیز بودن

گاهی در کوچینگ لحظه ای جادویی را بین خود و مراجع مان تجربه می کنیم که به یک نتیجه راهگشا می رسیم. ایده یا بینشی فوق العاده به ذهنمان می رسد و بهترین مسیر پیش رو برای مراجع ظاهر می شود. مشکلات حل می شوند، موانع شفاف می شوند، نور ظاهر می شود و خورشید طلوع می کند.

به عنوان کوچ یا مربی، این رویداد حس خوبی به ما می دهد. می بینیم که با فرآیند گفتگوی مان، واقعاً تفاوتی را در طرف مقابل به وجود آورده ایم. تاثیر این تجربه می تواند کاملاً بهبود دهنده و همچنین تا حدودی اعتیادآور باشد.

با این وجود هنگامی که تلاش می کنیم این تجربه را در جلسات دیگر کوچینگ تکرار کنیم به مانع برخورد می کنیم. می خواهیم حس عالی آن لحظه هیجان انگیز را تجربه کنیم که راه حل یا بینش جادویی به دست می آید. بنابراین خیال می کنیم که راه حل عالی برای هر موقعیت مراجع وجود دارد و تلاش می کنیم که در هر جلسه راه حلی این چنینی پیدا کنیم.

عقیده داریم که به عنوان کوچ لازم است نتایجی محسوس را در قالب پیشرفت ها یا ایده های شگفت انگیز ایجاد کنیم و بنابراین خودمان را مقید به انجام این کار می کنیم.

در واقعیت این لحظات هیجان انگیز در کوچینگ نسبتاً نادر هستند و معمولاً هنگامی روی می دهند که انتظارشان را نداریم. این امر به این معناست که تلاش برای تشویق مراجع در دستیابی به بینشی قابل توجه یا ظهور یک ایده عالی در او، تاثیرگذار نخواهد بود.

کوچینگ فردی فرآیندی تدریجی است که بینش و یادگیری بیشتر میان جلسات کوچینگ با تلاش خود آنها ظهور پیدا می کند. اینکه کوچ همیشه تلاش کند همیشه به نتایج سریع و خارق العاده ای دست یابد، ممکن است دید او را نسبت به گفتگو تحت تاثیر قرار دهد.

لطفاً به خاطر داشته باشید که این مراجع است که ارزش و اثربخشی کوچینگ را برای خود تعیین می کند. اکثر مراجعان نیاز به بینش یا پیشرفت فوق العاده ای ندارند، تنها نیازمند این هستند که از فرآیندهای توسعه و یادگیری پیوسته شان حمایت شود.

 

 تلاش برای خوب به نظر رسیدن در گفتگو

همه ما نیازمند این هستیم که تصویری مثبت از خود در نظر دیگران و خودمان ایجاد کنیم(من این نیاز را ((خوب به نظر رسیدن)) می نامم). این تمایل ممکن است تبدیل به مانعی برای گفتگوی موثر در کوچینگ شود، زیرا باعث می شود که توجه به طور کامل معطوف به گفتگو نباشد.

ممکن است کارهایی انجام دهیم و یا چیزهای بگوییم که به جای نفع رسانی واقعی به گفتگو، فرد مقابل را تحت تاثیر قرار دهیم. در مواقعی که توجه مان کاملاً معطوف گفتگو نیست، ممکن است موارد زیر اتفاق افتد:

  •  ذهنمان شدیداً بر خودمان متمرکز است(اینکه چطور به نظر می رسیم) و به قدر کافی بر مراجع تمرکز نداریم.
  •  به اندازه ممکن با مراجع صادق و گشوده نیستیم.
  •  به دلیل اینکه صداقت و گشودگی کمتری داریم، تاثیر کمتری در گفتگو می گذاریم.

هنگامی که کوچ تلاشش را معطوف خوب به نظر رسیدن در گفتگو می کند، کیفیت توجه و اثربخشی کوچینگ اش کاهش می یابد.
در کوچینگ، فشارهای مختلفی بر کوچ وارد می شود که خوب به نظر برسد. هنگامی که کوچ در حال ارائه خدمت کوچینگ است، ممکن است تصور کند که مراجع انتظارات خاصی از او دارد. برای مثال به عنوان کوچ ممکن است تصور کنید که باید:

  •  حرفه ای و منظم به نظر برسید.

 

 

  •  خیلی باتجربه/این کاره به نظر برسید.
  •  چیزهای هوشمندانه بگویید.
  •  پاسخ تمام سوال ها را بدانید.
  •  تاثیر قابل توجهی در گفتگو داشته باشید.
  •  بدانید که دقیقاً در گفتگو چه بگویید.
  •  زندگی شاد و کامل و فارغ از مشکلات یا تعارض داشته باشید.

اینکه بخواهید خوب به نظر برسید چیز بدی نیست؛ بلکه روشی است که یاد گرفته ایم با استفاده از آن، از عهده برخی ریسک ها و فشارهای زندگی برآییم. ممکن است تصور کنیم که نقطه مقابل خوب به نظر رسیدن است و این بد به نظر برسد. در حقیقت به جای اینکه رفتارهایی را به کار ببریم که خوب به نظر برسیم تنها کافی است که به طور طبیعی خودمان باشیم.

برای مثال مراجع توضیح می دهد که واقعاً می خواهد بیشتر ورزش کند اما به نظرش حوصله این کار را ندارد. گاه اتفاق می افتد که کوچ یا مربی نظریه های انگیزش انسان را مطالعه کرده است، بنابراین 10دقیقه به توضیح سلسله مراتب نیازهای مازلو و رسم نمودارهایی بر روی کاغذ می پردازد تا دانشش را اثبات کند. کوچ یا مربی نکته اصلی را که موجب بحث درباره این نظریه شده است فراموش می کند زیرا از نشان دادن میزان دانشش لذت می برد.

در اواسط گفتگو مراجع احساس کسالت می کند و نمی فهمد این حرف ها چه ارتباطی به این دارند که چرا نمی تواند بی حوصلگی اش را برای رفتن به باشگاه کنار بگذارد.

کوچ در این تله گرفتار شده است که می خواهد دانشش را به مراجع نشان دهد. ممکن است این کار برای کسب اعتبار بیشتر باشد یا تنها به این دلیل که از دانشمند به نظر رسیدن لذت می برد. متاسفانه کوچ گفتگو را از موضوعی مهم و مرتبط منحرف کرده است.

در عوض گفتگو را به سمت موضوعی نامربوط کشانده است. اگر در میان توضیحات مربی حرفش را قطع می کردیم و از او می پرسیدیم ((در حال حاضر چرا این چیزها را می گویی؟))، پاسخ واقعاً صادقانه او این بود که ((چون به نظرم تاثیرگذار است/ حس خوبی دارد…)).

حالت دیگری از تله ((خوب به نظر رسیدن))، ناشی از انتظارات خیالی یا واقعی مراجع از کوچ در این زمینه است که او تمام راه حل ها را می داند و همیشه بهترین چیز را می گوید.گاهی اوقات بهترین کاری که به عنوان کوچ می توانید انجام دهید این است که بیان کنید که به اندازه مراجع تان از آن موقعیت سردرگم شده اید. حداقل در این صورت می توانید با هم بر روی مسائل و رویدادها کار کنید.

هنگامی که تظاهر به دانستن یا حدس زدن پاسخ می کنیم، ممکن است گفتگو را در جهت نادرستی هدایت کنیم. بنابراین بعد از اعلام سردرگمی تان می توانید در عوض خلاصه ای از موضوع مطرح شده ارائه دهید. به خاطر داشته باشید هنگامی که حقایق را برای مراجع تان خلاصه بندی می کنید، فضایی را برای تفکر و تامل در اختیار آنها قرار می دهید.

با این وجود خلاصه بندی چیزی نیست که بخواهید هر چند دقیقه انجامش دهید، زیرا این کار می تواند تاثیر عکس داشته باشد . کارها را کندتر کند. اما جمله ((ببین، من هم مطمئن نیستم، خوب بیا ببینیم به کجا رسیده ایم…..)) در زمانی مناسب می تواند همان وقفه ای باشد که پیشرفت را شتاب می دهد.

تصور اینکه دانش و تجربه قبلی شما مرتبط است

افراد به راحتی در این تله گرفتار می شوند و اگر این مانع با تمایل برای ((ارائه راه حل)) همراه شود، می تواند حقیقتاً مانع از اثربخشی جلسه کوچینگ شود. در اینجا ما تصور می کنیم که دانش، تجربه یا افکارمان برای مراجع مناسب هستند و این اطلاعات را در موقعیت او به کار می بریم.

متاسفانه در مواقعی که زیاد کوچینگ انجام می دهیم، موقعیت هایی یکسان یا مشابهی به وجود می آیند. گاهی اوقات موقعیت یا مسئله ای که مراجع تان توصیف می کند، درست همانند موقعیتی به نظر می رسد که قبلاً با آن مواجه شده اید. به این دلیل که می بینیم گفتگو یا موقعیت مشابه موقعیت دیگر است، ممکن است انتظار داشته باشیم که جنبه های دیگر آنها نیز مشابه باشند.

برای مثال مراجع تان توضیح می دهد که با رئیسش در سرکار به مشکل برخورده است. او شکایت دارد که رئیسش در کارهای او خیلی دخالت می کند و او از این کار خیلی ناراحت و عصبی می شود.

همانطور که به حرف هایش گوش می کنید فکر می کنید که مسئله را تشخیص داده اید؛ فکر می کنید ((آها، این موقعیت درست شبیه جلسه هفته پیش است، لازم است که نیت و مقصود رئیسش را بفهمد)). از این طرز فکر به نتیجه گیری می پردازیم: مثلاً این که چنین موقعیتی را درک می کنیم و یا می دانیم که در گفتگو باید چه کار کنیم. جهت گیری مان نسبت به فرد و گفتگو تغییر می کند.

سپس ممکن است ایده هایی را پسشنهاد کنیم که جلسه قبل موثر واقع شده است، اگرچه به این موقعیت چندان ارتباطی نداشته باشد. به خاطر داشته باشید که هر گفتگوی جدیدی را به عنوان یک موقعیت جدید در نظر بگیرید، صرف نظر از اینکه چقدر برایتان آشنا باشد.

نقص دیگری که تصور مناسب بودن دانش و تجربه ایجاد می کند این است که وضوح تمرکز و توجه مان را کاهش می دهیم. هنگامی که افکارمان را به گفتگوهای کوچینگ قبلی معطوف می کنیم، تمرکزمان را بر زمان حال از دست می دهیم. این کار کیفیت توجه و گوش کردن مان را کاهش می دهد که این کاهش کیفیت به نوبه خودش بر توانایی مان برای درک کامل آنچه مراجع می گوید و در نتیجه بر اثربخشی کوچینگ تاثیر می گذارد.

 

 تمرکز بر آنچه نباید انجام داد

تمرکز بر ((آنچه نباید انجام داد)) در طی گفتگوی کوچینگ، خطر واضحی به دنبال دارد. برای مثال اگر به شما بگویم ((به خرگوشی آبی که عینک آفتابی تیره به چشم زده است فکر نکن)). واقعاً اگر به موهای آبی و عینک تیره او فکر نکنید، به چه چیزی ممکن است فکر کنید؟

بنابراین کوچ ها نیز نباید به آنچه که انجامش از آنها انتظار نمی رود فکر کنند…گیج شدید؟ نکته دقیقاً همین است.

هنگامی که به عنوان مربی سرتان پر از افکاری مانند ((گفتگو را کنترل نکن))، ((طوری با افراد رفتار نکن که انگار مشکل خود آنها هستند))، یا ((آیا من در حال استراتژی هستم؟)) است، گفتگوی درونی تان باعث اختلال در گوش کردن به مراجع می شود. علاوه بر این با تمرکز بر آنچه نباید انجام دهیم، ممکن است در نهایت آن کار را انجام دهیم.

آیا تا به حال گفتگوی بدی داشتید که می دانستید نباید از کلمه ای خاص استفاده کنید و با این حال آن تنها کلمه ای بوده که به فکرتان رسیده است؟ برای مثال ((هیچ وقت از کلمه شکست استفاده نکن)) و با این حال کلمه ((شکست)) تنها کلمه ای بوده که به فکرتان می رسیده است.

باز هم تاکید می کنم که لازم است توجه مان را بهبود دهیم تا بتوانیم مجدداً به صورتی موثر تمرکز کنیم. می توانیم برای تمرکز بیشتر، مراقبه انجام دهیم و آموزش ببینیم و تمرین کنیم.

نتیجه:
پس برای اینکه فرآیند کوچینک به شکل موثری پیش رود لازم است که نسبت به رفتارهای مخربی که می توانند وجود داشته باشند، شناخت پیدا کنیم و آگاه شویم و در نهایت، آنها را به عنوان یک کوچ یا مربی به کار نبریم.

حتی اگر کوچ یا مربی هم نیستیم سعی کنیم به عنوان یک انسان این گونه رفتارهای مخرب را در ارتباطات خود انجام ندهیم زیرا این گونه رفتارها مثل تمرکز نداشتن، تلاش برای خوب به نظر رسیدن، بیش از اندازه صحبت کردن و…مانعی برای رشد و بهبودی فردی هستند و از کیفیت فرآیند کوچینگ و همچنین کیفیت روابط ما می کاهند.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از

20 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
سحروفایی
6 ماه قبل

ممنون از شما و دوستان

رامین
6 ماه قبل

خیلی نکات اموزنده ای بود

علی
6 ماه قبل

مالحظه شماری میکنیم برای کوچینگ بعدی شما استاد جان

زینب
6 ماه قبل

عالی بود

فاطمه فرجی
6 ماه قبل

دقیقا درست میفرمایین