کهن الگوی هِرا

کهن الگوی هِرا در سفر درونی

کهن الگوی هِرا در سفر درونی:

تمامی فکر و ذکرش داشتن همسر و ازدواج کردن بود، وقتی شروع به صحبت می کرد جز موضوع ازدواج و رویای روز عروسی اش، مکالمه ای نداشت.چرا؟؟؟ چه کهن الگو یا آرکی تایپ شاخصی این فرد دارد؟ در سفر درونی اش به چه الگوهای دیگری برای تعادل نیاز دارد؟ و…

در این مقاله بر آن هستیم به کهن الگوی هرا در سفر درونی  بپردازیم.

سرفصل ها:

💢هرا در مقام کهن الگو کیست؟

💢شجره نامه و اسطوره شناسی هرا

💢نقش های کهن الگوی هرا کدامند؟

💢جنبه ی منفی کهن الگوی هرا

💢چگونه کهن الگو یا آرکی تایپ هرا را فعال کنیم؟

💢دوران کودکی زن هرایی

💢دوران نوجوانی و جوانی زن هرایی

💢دوران میان سالی زن هرایی

💢دوران کهنسالی زن هرایی

💢وضعیت شغلی زن هرایی

💢روابط زن هرایی

  • ارتباط با دیگر زنان

  • ارتباط با مردان

  • ارتباط جنسی

  • ازدواج

  • فرزندان

💢مسیر رشدی زن هرایی

💢اگر با هرا همانندسازی کنیم…

💢چالش های روان شناختی کهن الگوی هرا

💢خلاصه ای از ویژگی های این کهن الگو

هِرا در مقام کهن الگو کیست؟

هرا جزء کهن الگوهای آسیب پذیر است.

هِرای پرشکوه و باجلوه و زیبا که رومی ها او را ژنو می نامند، کهن الگوی ازدواج است. او همسر قانونی زئوس (ژوپیتر) خدای خدایان المپی بود که بر زمین و آسمان فرمانروایی می کرد.

هرا به معنای “بزرگ بانو” و در لغت به معنی قهرمان است. در اشعار یونانی، چشمان زیبا و درشتش را به “چشمان گاو” تشبیه کرده اند. نمادهای منتسب به او عبارتند از گاو، راه شیری، گل زنبق و پر طاووسی ست که انگار “چشم” را بر آن نقاشی کرده باشند. چشم، نماد نگاه تیزبین و مراقب هرایی ست.

گاو مقدس ازدیرباز منتسب به خدای مادر بوده و فراهم کننده روزی است و راه شیری کهکشان هم همان “شیر مادر” است که به طور نمادین، شیر المپی ها را فراهم کرده و از پستان کهن الگوی کبیر جاری می شده است. بعدها در اسطوره، هرا جای کهن الگوی کبیر را گرفت؛ شیری که از پستان های هرا چکیده، راه شیری را ساخت و قطرات آن مایه به وجود آمدن گل زنبق شد.

سمبلی که به یکی دیگر ازباورهای دوران قبل اززئوس در یونان باستان مرتبط است و به قدرت والای او اشاره دارد. نشانه های هرا و کشمکش و تعارضی که با زئوس دارد، نمایانگر قدرت کهن الگوی کبیری ست که پیش از به قدرت رسیدن زئوس بر اریکه قدرت بود. در اسطوره شناسی یونانی، کهن الگوی هرا دو وجه متضاد داشت؛ از طرفی از مقام والای وی که مرتبط با ازدواج است، تجلیل به عمل می آید و ازطرفی در اشعار هومر تنزل می یابد و نماد حسد و ستیزه جویی و کینه توزی ست.

هرا، کهن الگوی ازدواج، هم تقدیس می شد و هم تحقیر، هم تکریم می شد و هم توهین. بیش از هر کهن الگوی دیگری، هر دو نگرش مثبت و منفی را برمی انگیزاند. همچون کهن الگوی هرا، در شخصیت زن هرایی نیز، با این دو جنبه یعنی هم خوشحالی فراوان و هم رنج بسیار، مواجهیم.

کهن الگوی هِرا

شجره نامه و اسطوره شناسی هِرا

هِرا، فرزند رئا و کرونوس بود. پدرش به محض دنیا آمدنش همچون چهار خواهر و برادر دیگرش او را بلعید. وقتی از شکم کرونوس آزاد شد، دختری نوجوان بود و تحت مراقبت و پرورش دو خدمتگزاری قرار گرفت که خود پریان طبیعت بود.

حالا دیگر هرا بزرگ شده و کهن الگوی دوست داشتنی شده بود. چشمان زئوس که پس از سرنگون کردن کرونوس و تیتان ها، رئیس خدایان المپی شده بود، به دنبالش بود، اصلا ً هم برایش مهم نبود که هرا خواهر اوست. وقتی پای روابط در میان می آمد، المپی ها قوانین خود را داشتند یا بهتر است بگوییم نداشتند.

برای نزدیک شدن به کهن الگو، زئوس خود را به شکل پرنده ی کوچک ترسان و لرزانی درآورد. هرا برای آن که گرمش کند، او را در آغوش گرفته و بر سینه اش فشرد. بعد زئوس به قالب اصلی و مردانه خود درآمد و می خواست او را تصاحب کند که موفق نشد.

او بر اینکه تا ازدواج نکرده اند از رابطه نزدیک جنسی خبری نیست، پافشاری کرد و قولش را از زئوس گرفت. می گویند که ماه عسل ایشان سیصد سال طول کشید.

بعد از سپری شدن ماه عسل، واقعاً دیگر از عسل خبری نبود. زئوس به روابط بی بند و بارانه پیش از ازدواج خود بازگشت (پیش از ازدواج با هرا، شش معشوق داشت و فرزندان زیادی از ایشان داشت). هر از چند گاهی زئوس ناسپاس باعث برانگیختن حسد همسرش و به وی خیانت می کرد. اما خشم و حسد هرا متوجه همسرش نبود، بلکه مستقیماً  متوجه “آن یکی زن” ، فرزندان حاصل از این روابط و دیگر اطرافیان بی گناهشان می شد.

روایات زیادی درباره خشم و غضب هرا وجود دارد. زمانی زئوس، آگینا را به جزیره ای برد، هرا اژدهایی را فرستاد که مایه اذیت و آزار مردمان جزیره شد. هنگامی که ازبه دنیا آمدن دیونیزوس خبردار شد، دایه های خود را واداشت تا نابودش کنند، که تلاششان ناکام ماند.

هرا از هوسرانی های زئوس سرشکسته بود. زئوس ازدواجی را که برای هرا مقدس بود بی حرمت کرده بود و با عزیز داشتن فرزندانی که از دیگر روابط خود داشت، رنج و اندوهش را صدچندانمی کرد. برای نمک پاشیدن بر زخم هرا، آتنا کهن الگوی عقل را از سر خود زاد تا حتی این عملکرد هرا را هم به سخره بگیرد که یعنی به زنش نیازی نداری.

هرا بچه هایی داشت اما برای چشم و هم چشمی کردن با تولد آتنا، هرا هم خواست تا تک والد پسری باشد. هفاستوس خدای صنعتگری، حاصل تصمیمش بود. وقتی برخلاف آتنای کامل و بی عیب و نقص، هفاستوس را که پای معلولی داشت، به دنیا آورد، طردش کرده و از بام المپ به زمین پرتابش کرد.

هرا، سه جنبه گوناگون و در نتیجه سه جایگاه متفاوت در طول سال داشت. در بهار هرا، پارتنوس (هرای دوشیزه) بود، در تابستان هرا، تلیا ( هرای کامل یا هرای راضی) و در زمستان هرای چرا (هرای بیوه) بود.

این سه جنبه هرا، نمایانگر نمادین سه مقطع اززندگی زنان است که در فرهنگ های متفاوت، جلوه های متفاوتی می یابد. تصویری که ازهرای در بهار هست، هرا را در حال استحمام نشان می دهد، به نشانه پاک و دوشیزه بودن. در تابستان، با ازدواج کردن به کمال می رسد و در زمستان، از زئوس جدا می شود که نشان می دهد جدال با زئوس او را به انزوا کشانیده است.

 

نقش های کهن الگوی هِرا کدامند؟

  • همسر

  • متعهد

  • همسر

    کهن الگوی هِرا قبل از هر چیز و بیش از همه تمایل به همسر شدن را یادآور است. زنی که کهن الگوی هرایی در وی قویست، از ازدواج نکردن و زوج نداشتن، احساس خلأ فراوانی دارد. انگیزش زیادی برای ازدواج کردن دارد. هرا از ازدواج نکردن، همان قدر غصه دار و اندوهگین می شود که زن عاشقِ فرزند، از نداشتنش.

زن هرایی از فقدان مرد در زندگیش رنج می برد.

پرستار جذاب مطلقه ای تعریف می کرد: احساس می کنم حفره ای بزرگ در روحم به وجود آمده، زخمی که هرگز درمان نخواهد شد. خدایا چه قدر تنها هستم. با اینکه آدم های زیادی را دیده ام اما به نظرم هیچ کدام نمی خواهند با من رابطه ای جدی داشته باشند.

وقتی زنی نیاز جدی به ازدواج،  رابطه ای پایدار دارد، کهن الگوی هرایی وی، فشار زیادی می آورد و می خواهد که رابطه منجر به ازدواج رسمی شود.نفس ازدواج کردن به خودی خود برایش مهم است.

به اینکه مورد احترام قرار گیرد و افتخاری که ازدواج کردن نصیبش می شود، و اینکه او را “همسر کسی” خطاب کنند، نیاز دارد. صرف با هم بودن را نمی خواهد و حتی در این دوره زمانه که خیلی ها بدون ازدواج کردن به یکدیگر متعهدند و زیر یک سقف هستند، رضایت نمی دهد، خودِ ازدواج کردن را می خواهد.

چون زن هرایی تأیید دیگران را می خواهد، حتماً باید جشن عروسی مفصلی برایش گرفته شود و فقط عقد کردن برایش کافی نیست.برای وی ازدواج مایه رضایتمندی و کامل بودن است و دلش را لبریز از شعف می سازد. عروسی درخشنده، سرشار از هرا.

هرا نمی تواند صرفاً محصول فرهنگ پدرسالانه ای باشد که زن را فقط در صورتی معتبر می شمارند که توسط یک مرد انتخاب شده باشد (هر چه قدر مرد قدرتمندتر باشد، بهتر)، چون بسیاری از زنان نیز خواهان داشتن زوج و ارتباطی متعهدانه و توقعاتی از جمله برپاداشتن مراسم ازدواج باشکوه هستند.

  • متعهد؛

    کهن الگوی هرا توان متعهد گردیدن، وفاداری، صداقت را فراهم می سازد. امکان تاب آوردن و از پس مشکلات با همسر برآمدن را فراهم می سازد. وقتی هرا نیروی محرک باشد، تعهد زن شرطی نیست. وقتی ازدواج می کند در خوشی ها و ناخوشی ها متعهد است.

زنی که هرا ندارد، در روابط ناپایدار متعددی قرار گرفته و پس از گذشت جادوی عاشقی اولیه، مشکلات اساسی رخ می دهند. ممکن است هرگز ازدواج نکند و از شرایط خود کاملاً خرسند باشد. شاید هم پس از اجرای مراسمی بسیار باشکوه، چون هرا ندارد، پیوند جدی با همسرش نداشته باشد.

زنی که ازدواج می کند اما هرا ندارد، انگار جای چیزی در پیوندشان خالی است.

کهن الگوی هِرا

جنبه ی منفی کهن الگوی هِرا

کهن الگوی هرا، خشم و عصبانیت از بی بند و باری های زئوس را به خود وی نشان نمی داد. رنجی که از طرد شدن از جانب او احساس می کرد و خشمی که ازبابت تحقیر شدن توسط زئوس در خود احساس می کرد را به سمت معشوقه ها و زنان و فرزندانی که از این خیانت ها به وجود می آمدند، نشانه می رفت.

کهن الگوی هرا، زنان را مقصر می شناسند چون به همسرش وابسته است. زن هرایی هم وقتی مورد خیانت همسرش واقع می شود، خشم نشأت گرفته از این تحقیر و رنجی که نصیبش شده را با خشم و عمل ابراز می کند (مانند الگوهای پرسفون و دیمیتر افسرده نمی شود).

انتقام جویی به نوعی یک ترفند ذهنی ست که باعث می شود زن هرایی به جای احساس طردشدگی، احساس قدرتمندی کند.

چگونه کهن الگو یا آرکیتایپ هِرا را فعال کنیم؟

برخی زنان در میانه زندگی خود، نیاز به شباهت یافتن با هرا را احساس می کنند. آنان پیش از آن ارتباط های متعددی برقرار

 می کردند یا آن قدر بر حرفه خود متمرکزبودند که جایی برای ازدواج باقی نمی ماند. قبلاً یا از آفرودیت تبعیت می کردند که از این رابطه به رابطه دیگر پریدن را تشویق می کند یا از پرسفون که از متعهد شدن سر باز می زند یا از آرتمیس و آتنا که سرگرم دستیابی به اهداف خود هستند. شاید هم کشمکش ما بین کهن الگوها و علایقشان باعث شده زن با اینکه هرا هم داشته اما به خاطر تعارض میان کهن الگوها، نتواند ازدواج کند.

هنگامی که متعهد شدن به همسر، در فرد قوی نباشد، نیاز به پرورش هرا احساس می شود. این امر فقط زمانی امکان پذیر می گردد که زن نیاز به متعهد شدن را می بیند و اراده نگهداری از آن را دارد و ضمناً شانس و فرصت انجام آن را نیز پیدا کنذ. اگر مردی را دوست داشته باشد که او هم خواهان ازدواج با وی باشد، آن وقت زن می تواند بین تنها ماندن و یا با او بودن انتخاب کند. لازم است از تنوع طلبی آفرودیتی یا استقلال خواهی آرتمیسی دست برداشته و هرا را محترم شمارد. اتخاذ تصمیمی آگاهانه برای زن هرایی، پیوند وی را با این کهن الگو تقویت می کند.

اگر بودن با مردان ضد ازدواج، مانع از آن شود که زنی همسر شود، باید از ادامه ارتباط با چنین مردانی که به سمت ایشان جذب شده و شیوه ارتباطش با ایشان دست بردارد. ضمناً باید نگرش خود را نسبت به مردانی که از ارزش های سنتی پیروی می کنند، تغییر دهد چون نسبت به این گونه مردان که خواهان ازدواج کردن و خانواده داشتن اند، پیش داوری دارد. او هنگامی که نظرش را درباره این گونه مردان تغییر داد و مردی را متصور شد که قادر به متعهد شدن است، آنگاه اغناء نیاز به همسر شدن، امکان پذیر می گردد.

دوران کودکی زن هِرایی

در چهار یا پنج سالگی با هرای خردسالی مواجه می شویم که هنگام بازی، در حالی که در خانه را نشان می دهد، می گوید، “تو بابا باش و برو سرکار.”  ادای آدم بزرگ ها را در می آورد، و خانه را آب و جارو می کند و ظرف غذای پلاستیکی را روی میز می گذارد و انگار که هراست، منتظر فرا رسیدن شب و آمدن همسرش می شود.

(برخلاف دیمیتری جوان که مادر شدن برایش از هر چیزی مهمتر است و عروسکش را در گهواره می گذارد و ساعت ها، حرف ازغذا دادن و لباس پوشاندن و خواباندن “بچه” اش می زند). در شش یا هفت سالگی، وقتی گروه های سنی بچه ها از هم جدا می شوند و بیشتر دختر بچه های کوچولو، پسران را “مزخرف” خطاب می کنند، یافتن پسر بچه ای که با وی “خونه بازی” کند، تقریباً محال

می شود. حتی در همین سنین هم حامی چندانی برای هرا نیست و عمر کوتاه مدتی را سپری می کند و باید تا دوران بلوغ، صبر کند.

دوران نوجوانی و جوانی زن هِرایی

نوجوان اگر در رابطه ای قرار گیرد، بسیار متعهد است. با افتخار تمام، حلقه ی دوست پسرش را در زنجیری انداخته و به گردن می اندازد. درباره ازدواجی باشکوه رویاپردازی می کند و در خلوت و دفترچه خاطراتش نام فامیل جدید انتخابی خود را می نویسد.

برایش ارتباطی دائمی و پایدار داشتن، حیاتی است. اگر در دبیرستانی خصوصی و بالای شهری درس بخواند، پس حتماً منزلت اجتماعی همسر آتی خود را در نظر می گیرد. حواسش به مبصر کلاس، کاپیتان تیم مدرسه، اعضای داخل کلوپ هست. اگر هم ازطبقه متوسط و پایین باشد باز فرقی در اصل ماجرا نمی کند، الگو همان است. به دنبال ارتباط با مرد جوانی است که از موقعیت بهتری از خودش برخوردار باشد و بتواند شرایطی امن را فراهم سازد. اگر دوستی و ارتباط نصفه نیمه ای داشته باشد، تلاش خود را در رفتن به میهمانی ها و قرارها دو برابر می کند و ازمقام والا و درخشنده هرای المپی به آن دخترانی می نگرد که هنوز زوجی برای خود نیافته اند. دوران دانشگاه و بعد از آن هم همین الگو تکرار می شود.

برخی زنان هرایی طی دوران دبیرستان و یا اندکی بعد ازدواج می کنند تا هر چه زودتر بازی “خاله بازی” خود را داشته باشند. اما بسیاری از ماجراهای عاطفی دبیرستانی به سرعت به هم می خورند و خاتمه یافتن آن معمولاً برای زن هرایی جوان، توأم با رنج عاطفی فراوانی ست.

هرا به دانشگاه به عنوان زمان و مکانی مناسب برای همسریابی نگاه می کند. اگر باهوش و توانمند باشد، دوران دانشگاه موفقیت آمیزی خواهد داشت، فقط استادی خود را که توانایی اش را جدی گرفته اند، سرخورده می کند. برای زن هرایی، ادامه تحصیل به خودی خود حائز اهمیت نیست، فقط زمینه اجتماعی مناسبی را فراهم می سازد تا به خواسته خود برسد.چون به خاطر ازدواج کردن بوده که وارد دانشگاه شده، از گذر زمان و اینکه هنوز شوهری نیافته، مضطرب می شود.

زنان هراییاز جانب خانواده شان که مدام می پرسند، “پس کِی می خواهی ازدواج کنی؟” رنج فراوانی می برند، از درون احساس خلأ و بی معنایی می کنند و از بیرون هم با فشارهایی مواجهند که اطرافیان درباره ازدواج ایشان دارند.

کهن الگوی هِرا

دوران میان سالی زن هِرایی

اغنا کننده بودن یا نبودن دوران میان سالی به متأهل بودن یا نبودن وی و اینکه با چه کسی ازدواج کرده، بستگی دارد. اگر همسرش، مردی موفق بوده و ازدواج پایداری داشته باشند و از موقعیت مناسبی برخوردار باشند و قدردان زن خود باشد، آنگاه زن هرایی بهترین ایام زندگی خود را سپری می کند. اما برعکس، زن هرایی ازدواج نکرده، مطلقه یا بیوه، بدبخت ترین است.

در دوران میانسالی، ازدواج دستخوش طوفان هایی می شود که اغلب زن هرایی نمی تواند به خوبی از پس آن برآید.وقتی ازدواجش دستخوش ماجرا می شود، زن هرایی با حسادت ورزیدن و انتقام جویی، اوضاع را از آن چه هست، دشوارتر می کند.

اگر در دوران تأهل خود، شک کند که زنی هست که برای شوهرش،مهمتر از اوست، آن وقت آن چنان طوفانی به پا می کند که پایه های ازدواجش را که تا به این پایه برایش مهم بوده سست تر می سازد.

دوران کهنسالی زن هِرایی

برای زن هرایی که از هرای دوشیزه به مرحله ی هرای کامل رسیده، هرای بیوه شدن، سخت ترین ایام زندگی ست.

میلیون ها تن از زنانی که شوهرانشان زودتر از ایشان می میرند، همین حس و حال را دارند. هرا با بیوه شدن، نه فقط همسرش را از دست می دهد بلکه نقش همسر بودن خود را نیز از دست می دهذ، نقشی که برایش توأم با حس معنا و هویت است. از این رو احساس بی ارزشی می کند.

زن هرایی که بخش های دیگر درون خود را پرورش نداده، با مرگ شوهرش، پس از عزاداری دچار افسردگی عمیق، سرگردانی و تنهایی می شود. چنین واکنشی برخاسته از عواقب نگرش محدود و عملکرد ضعیف اوست. زن هرایی غالباً رابطه نزدیکی با فرزندانش ندارد چون همیشه شوهرش در اولویت بوده است. دوستان خوبی ندارد، که با ایشان روابط اجتماعی داشته باشد، چون همه جا و همیشه، نیمه ای از زوج بوده و حالا از دایره روابط اجتماعی بیرون افتاده است، همان کاری که خودش با زنان تنها می کرد.

حال، کیفیت زندگی زن هرایی بیوه، بسته به حضور دیگر کهن الگوها دارد و اینکه تا چه حد به اوضاع مالی خود سروسامان داده باشد. برخی زنان هرایی هرگز از غم مرگ همسرانشان بهبود نمی یابند.

زنان هرایی خوشبخت همراه با همسرانشان به کهنسالی می رسند و سالگردهای ازدواج طلایی شان را جشن می گیرند. اینان بسی خوشبختند، چون توانسته اند کهن الگویی که زندگیشان را معنادار می سازد، اغنا کنند.

وضعیت شغلی زن هِرایی

برای زن هرایی، کار درست مثل رفتن به دانشگاه در درجه دوم اهمیت قرار دارد. وقتی کهن الگوی هرایی در روان زنی قوی باشد، صرف نظر از میزان تحصیلات، حرفه، تخصص یا مقام و منزلتش، کار را فقط به خاطر اینکه کاری انجام داده باشد، انجام می دهد و جنبه مهمی از زندگیش نیست.

زن هرایی، شاید خیلی خوب کارش را انجام دهد و در این زمینه سرشناس شده و پیشرفت کند. اما به هر حال اگر ازدواج نکرده باشد، هیچ کدام از اینها برایش مهم نیست. مهم نیست دستاوردهایش چه باشند، از نظر خودش با توجه به مقیاس تک بعدی که دارد، آدم بازنده ای ست.

معمولاً در زنی که در محیط کار موفق است، کهن الگوها دیگر هم حضور دارند. با این حال اگر هرا الگوی اصلی باشد، برای کار و حرفه اش، اعتبار چندانی قائل نیست. اگر متأهل باشد، حرفه اش را با حرفه همسرش پیوند می زند تا ساعت های متمادی در کنار وی باشد و از وی مراقبت کند. گول ظاهر کار کردن و در عین شاغل بودن زن هرایی را نباید خورد؛ او یک شغل بیشتر ندارد، آن هم ازدواج کردن است.

این روزها که دو شغله بودن مرسوم شده، و نیاز مالی انگیزه این کار است، بسیاری از زنان متأهل شاغل، زنان هرایی هستند. با این حال زنان هرایی همیشه می گویند، ” هر چه تو بگی، همون کار و می کنم”. نمی توانند دوری از همسر را وقتی برای کار به شهری دیگر می رود، تحما کنند. هر کجا که باشد، حداقل آخر هفته ها، آنان نیز نزدش خواهند رفت. در حالی که بر اینکه کار او هم در سطح اهمیت کار همسرش است، تأکید نمی کند. برای این کار باید کهن الگوی فعال دیگری داشته باشد.

روابط زن هِرایی

  • ارتباط با دیگر زنان

  • ارتباط با مردان

  • ارتباط جنسی

  • ازدواج

  • فرزندان

  • ارتباط با دیگر زنان؛
    زن هرایی به ارتباط داشتن با دیگر زنان اهمیت چندانی نمی دهد و معمولاً دوست صمیمی ندارد. ترجیح می دهد با همسرش باشد. اگر هم دوستی نزدیکی با یک زن داشته باشد، حتماً پای کهن الگوها دیگر در میان است.

اگر مجرد باشد، قرار گذاشتن با مردان مجرد، مهم ترین امر است. ممکن است برای رفتن به مکانی، با زنی دیگر همراه شود اما فقط به این دلیل که به تنهایی رفتن به آنجا درست نیست. اما به محض اینکه در ارتباط نسبتاً استخوان داری با یک مرد قرار گرفت، وقت اندکی برای دوستان زن خود داشته، و معمولاً کنارشان می گذارد.

زن هرایی معمولاً رسوم اجتماعی را رعایت نمی کند، کاری که معمولاً بسیاری از زنان غیرهرایی انجام می دهند، این است که قرارهایی را که ازقبل با دوستان هم جنس خود داشتند به خاطر قرار با یک مرد به هم نمی زنند. وقتی هم که ازدواج کرده باشند، این شرایط همچنان به قوت خود باقی ست.

زن هرایی با زنان شوهردار، به عنوان نیمه یک زوج ارتباط خواهد داشت، و زنان مجرد را به دیده کسانیمی نگرد که قصد فریب دادن و دزدیدن همسرش را دارند، مخصوصاً اگر شوهرش، کمترین توجهی به اینزنان کند، و آنان را به این دلیل که همسری ندارند،

به هیچ می گیرد. بعد از ازدواج به عنوان نیمه یک زوج، ارتباط اجتماعی خواهد داشت. وقتی زن متأهل هرایی، فعالیتی را به اتفاق دیگر زنان انجام می دهد، آن فعالیت حتماً در ارتباط با حیطه تخصصی یا فعالیت های همسرش است. سازمان هایی هستند که در آن زنان متأهل شرکت می کنند و حتی در رأی گیری های سازمانی آن به مقام و منزلت شوهران توجه شده و به تبع آن رأی گیریمی شود.

وقتی زن هرایی با دیگر زنان متأهل رابطه برقرار می کند، پیوند میانشان معمولاً بیشتر دوستانه است نه صمیمانه. در نتیجه، زن هرایی به آسانی زنان بیوه یا مطلقه را از فهرست “دوستان”  خود خط می زند، چون دیگر فاقد زوج هستند. زنان هرایی به راحتی از روی هم جنسان مجرد خود رد می شوند، چون دروناً بر این اعتقادند که زن بدون همسر یعنی هیچ. بسیاری از بیوه هایی که کوچ و هجرت می کنند، انگیزه شان تغییر آب و هوا نیست بلکه صرف نظر از خشم و غرور لطمه خورده شان، خوب می دانند که دیگر در بین دوستان نزدیک سابق خود، جایی ندارند.

  • ارتباط با مردان؛
    در روزگاری که کهن الگو هرا در معابد یونان مورد پرستش واقع می شد و ازدواج زئوس و هرا تقدیس می شد، نام دیگر زئوس، تلیوس “زئوس راضی کننده” بود. زن هرایی هم از شوهرش همین توقع و انتظار کهن الگویی را دارد که راضی اش کند.

زن هرایی به سمت مرد موفق و توانمند جذب می شود، تعریفی که به طبقه اجتماعی خود و خانواده اش بستگی دارد. هنرمندان کم مایه، شاعران حساس و دانشمندان بی پول را به خود راه نمی دهد. برای زنان هرایی، مردانی که به اصالت هنر و یا اصول اخلاقی خاص خود معتقدند و به همین خاطر رنج می برند، جذاب نیستند.

با این حال، گاهی زنان هرایی هم مثل کهن الگوی هرا، در شرایطی ویژه قرار می گیرند. زئوسهم ابتدا با تغییر شکل خود به یک پرنده توانست به هرا نزدیک سود. اصلاً بعید نیست زن هرایی با مردی ازدواج کند که نیاز به اندکی گرمی دارد و یک مرد قدرتمند درست و حسابی، پس از آن ظاهر می شود. بسیاری از مردان بسیار موفق دنیا، درست مثل زئوس، کودک رشد نایافته و خامی هستند که اگر در معرض گرمی وجود یک زن هرایی قرار گیرند، قدرت بالقوه ایشان، بالفعل می شود. شاید شوهر دوستان نزدیک اندکی داشته، کسی را نداشته که غصه اش را بخورد و در نتیجه همدلی در وجودش جا و مأوایی ندارد.

ناپختگی عاطفی مرد، باعث می شود تا به جای آنکه در یک زن به دنبال عمق باشد، در سطح زنان متعدد ارتباط برقرار کند و به همین دلیل معشوق می گیرد، کاری که زن هرایی تاب تحمل آن را ندارد. شاید مرد تاجری باشد که شبی کاری را در شهری دیگر بگذارند. از رابطه اول جنسی خوشش می آید و بر این گمان است که چیزی که زنش از آن مطلع نشده باشد، مایع رنجش نخواهد بود. از حرف زدن درباره روابط و توضیح دادن اعمالش به زن هرایی نیز بیزار است و هم اجتناب می کند.

اگر زن هرایی، با مردی ازدواج کند که همچون زئوس پنهان کار و دروغگوست و اگر زن هرایی دروغ هایش را باور کند که ویژگی زن هرایی همین است که باور کند، مکرراً آسیب می بیند. بسیاری اززنان هرایی ناتوان اند چون فاقد قدرت تشخیص شخصیت و الگوهای پایه ای در رفتار افرادند. چنین زنانی در ارزیابی آدم ها، ظاهربین بوده و احتمالات را در نظر نمی گیرد.

بالاخره اینکه ممکن است بخشی از رنج و سرخوردگی ایشان به این دلیل باشد که میان سطح توقعات و انتظاراتی که داشتند، با واقعیات موجود، تفاوت زیادی هست.

کهن الگوی هِرا

  • ارتباط جنسی؛
    زن هرایی رابطه جنسی و ازدواج را توأمان می بیند. در نتیجه تا پیش از ازدواج دوشیزه باقی می ماند. تا پیش از ازدواج، تجربه ای نداشته و در این زمینه کاملاً به همسرش وابسته است.

شخصاً برای ارتباط پاپیش نمی گذارد و اگر مرد تحریکش کند، علاقه ای نشان نخواهد داد. ایده رابطه جنسی از سر وظیفه را احتمالاً اولین بار زن هرایی باب کرده است.

برای زن هرایی اصلاً عجیب نیست اگر در سال های آغازین ازدواج، ابداً به اوج لذت جنسی نرسیده باشد و ماجرا همچنان به همین شکل باقی می ماند مگر آنکه سر و کله آفرودیت در زندگی زناشویی شان پیدا شود.

  • ازدواج؛
    برای زن هرایی، مهم ترین روز زندگی، روز ازدواج شان است. از آن روز، نامی جدید اختیار می کند (دیگر هرگز از نام خانوادگی خود استفاده نمی کند). حالا همسر شده است و انگیزشی که از روزی که یادش می آید، در وجودش بوده، اغنا شده است.

طبقه متوسط آمریکایی، شرایط خوبی برای رشد زنان هرایی فراهم می آورد. زن و شوهرها تعطیلات آخر هفته را با هم می گذرانند. مرد خانه را به قصد کار ترک

 می کند و شب ها سر وقت به خانه بازمی گردد. دوستان مرد دارد و وقتی را با ایشان سپری می کند، به همسرش احترام می گذارد، انتظار دارد که وظایف خود را به خوبی انجام دهد و تصمیم دارد تا آخر عمر متأهل باقی بماند. این حالت روزمره، به تداومدو پایداری ازدواجشان کمک می کند. زندگی اجتماعی ایشان هم شرایط را برای با هم بودن، فراهم می کند.

زندگی مشترک مناسب حال زن هرایی ست. او می تواند پا به پای همسرش از نردبان ترقی بالا رود؛ چه تغییر مکان جغرافیایی و چه از شرکتی به شرکت دیگر را او به راحتی می تواند دوستان و همکاران سابق را پشت سر بگذارد، چون بیش از همه چیز، پیوند با همسر است که برایش والاترین معنا را در خود دارد. و چون ارتباطش با دیگران ضعیف است، همراه شدن با همسر برایش آسان است. در عوض، زنانی که پیوندهای دوستانه قوی دارند، از اینکه دوستانشان را از دست بدهند و تنها شوند، رنج می برند، مثلاً زنانی که کارشان برایشان مهم است و تغییر مکان دادن به منزله شروعی دوباره، برایشان بس دشوار است.

شادکامی زن هرایی منوط به وفاداری همسرش به او، ارزش قائل شدن برای ازدواج و قدر وی را دانستن است.

به سمت مردان موفق جذب می شود و بسیاری از این گونه مردان، از آن رو موفق شده اند که کارشان در رتبه اول اهمیت قرار دارد. در نتیجه، ممکن است زن احساس افسردگی کند، حتی اگر خبری از خیانت جنسی شوهر در میان نباشد، اگر شوهر زن هرایی به ازدواج اهمیت ندهد، برای او هم چندان رضایتمندی در پی نخواهد داشت.

در این روزگار، بیشتر وقتها زئوس به این دلیل ازدواج کرده و نقش همسری را بر عهده می گیرد که در اجتماع، حفظ ظاهر کند. با زنی ازطبقه اجتماعی خود یا بالاتر ازدواج می کند، تا به وقت ضرورت، در کنارش ظاهر شود. نوعی ترکیب بندی که برایش منفعت دارد و برای زن مصیبت بار است. اگر کهن الگوی دیگری هم داشته باشد، ممکن است بتواند این نکته را درک کند که ازدواجش دارای شکل ظاهری و خالی از محتواست.

زن هرایی از این خالی از محتوا بودن، بسیار رنج می برد. شوهر اغلب درگیر علایق دیگرش است، معمولاً درگیر بازی های قدرتی چون تجارت، معامله و فعالیت های سیاسی ست و توجه چندانی به وی ندارد.

ممکن است برای جبران این خلأ دست به کار فعالیت های اجتماعی بزند تا انگاره ای از زن و شوهر موفق راجلوه گر باشد. بسیاری از زوج های از نظر اجتماعی موفق، این چنین اند مثلاً در مراسم افتتاحیه اپرا یا بازگشایی بیمارستان شرکت می کنند اما در خلوت، از این با هم بودنی که ظاهر قضیه است، خبری نیست. چنین ازدواج کاسب کارانه ای مختص طبقه ای خاص نبوده و در تمامی طبقات اجتماعی رایج است.

صرف نظر از عدم رضایت زن هرایی از ازدواجش، برخلاف دیگر کهن الگوها، احتمال طلاق گرفتنش از همه کمتر است. زن هرایی همچون کهن الگو هرا که مورد تحقیر و بدرفتاری قرار می گرفت، می تواند رفتار نامناسب را تحمل کند. با تمام وجود ازدواج کرده است. حتی وقتی خودش طلاق گرفته ، آن را بد می داند.

اگر همسرش بخواهد که به خاطر زنی دیگر، ترکش کند و این نکته را با وی در میان بگذارد، زن به شدت مقاومت به خرج داده و اصلاً نمی خواهد حتی حرفش را بشنود.

ازدواج در ذهنش تجربه ای کهن الگویی ست، همواره همسر است. زن هرایی حتی بعد از طلاق، از نظر ذهنی هنوز خود را متأهل به شمار می آورد و هر گاه که تجردش به یادش آورده شود، از بابت آن متأسف خواهد شد. چنین واکنشی دیگران را دچار دردسر می سازد، ضمن اینکه مایه رنج خود وی نیز خواهد بود.

ممکن است او ساعات زیادی را صرف روان درمانی کند تا بلکه از تأثیر کهن الگویی هرا خلاص شود. در تجارب حرفه ای خود، تأثیر هرا را دیده ام. مثلاً، بیمارم زن هرایی مطلقه ای بود، که ما بین رنج و خشم در نوسان بود، و هنوز از نظر احساسی، خود را همسر متعهدی

 می دید. ممکن است مراجع بیمار، شوهر سابقی باشد که از دست تلفن های مکرر و هر روزه زن هرایی سابق خود، احساس خفقان می کند. یا مراجع، همسر جدیدی ست که از دست ایجاد مزاحمت های همسر سابق و اینکه هنوز خود را همسر شوهرش می خواند و از اعتبار مالی وی سوء استفاده می کند، بسیار خشمگین است.

  • فرزندان؛
    زن هرایی معمولاً فرزندانی دارد، چون این امر را بخشی از نقش زن بودن خود می داند. غریزه مادری چندانی ندارد مگر آنکه دیمیتر هم بخشی مهم از کهن الگوی وی باشد. از سر و کار داشتن با بچه ها خوشش نمی آید، مگر آنکه آرتمیس یا آتنا داشته باشد.

اگر زن هرایی صاحب فرزندانی باشد و نتواند کهن الگوی پیوند مادر_فرزندی را شکل دهد، فرزندانش ناتوانی وی را به حساب فقدان عشق و حمایت وی می گذارند. حتی اگر همسر و مادری تمام وقت باشد و حضور فیزیکی زیادی در زندگیشان داشته باشد، باز هم کمبود صمیمیت دارند و به نوعی دچار خلأعاطفی می شوند.

اگر شرایطی پیش آید که زن هرایی مجبور به انتخاب ما بین شوهر و یا فرزندانش شود، معمولاً برای نگه داشتن شوهر، پا روی فرزندانش می نهد.

مسیر رشدی زن هِرایی

با تشخیص تأثیر هرا و شناخت نقاط ضعف وی، اولین گام، برای فراتر رفتن وی، برداشته شده است. بسیاری از زنان می توانند با بازگشت به گذشته و روابطی که داشتند، دریابند که تا چه حد دلشان می خواست که ازدواج کنند. با اولین عشق دبیرستانی یا هر مرد دیگری که پیش می آمد، دلش می خواست ازدواج کند.

وقتی زنی تحت تأثیر هراست، با اولین مرد قابل احترام یا هر مردی که قراری با وی گذارد، و از وی درخواست ازدواج کند، صرف نظر از اینکه فکر کند چه چیزی برایش بهتر است، دست به ازدواج می زند. خوب است که ازدواج را تا مدتی به عقب اندازد بلکه شناخت بیشتری راجع به شوهر آینده اش بیابد. اینکه چه خصوصیاتی دارد؟ چه قدر از نظر عاطفی پختگی دارد؟ آیا آمادگی تشکیل خانواده را دارد؟ تا چه حد به متعهد بودن اهمیت می دهد؟ خودش واقعاً چه حسی نسبت به مرد دارد؟ چقدر به هم می آیند؟ پاسخ دادن به این سوالات واقعاً برای آینده ای شادتر داشتن زن هرایی، حیاتی ست. با ازدواج، به مرد وابسته می شود. حالا مرد است که تصمیم می گیرد که آیا زن هرایی خود را اغنا سازد یا ناکام و ناامید و انتقام جو کند.

  • فراتر رفتن هرا؛
    ضمن اینکه ازدواجی خوب، مهم ترین معنا در زندگی زن هرایی ست،محدود کردن خود به صرفاً همسر باقی ماندن، به این معناست که او جلوی رشد خود و توانایی سازگار شدن با شرایط مرگ یا طلاق احتمالی در آینده را می گیرد. ممکن است به طور ناخودآگاه با فعالیت ها و دوستان همسرش همخوان نباشد ولی به همسرش اجازه دهد که او خودش برای سپری شدن اوقاتش برنامه ریزی کند. به هر حال می تواند از الگوی خود آگاه شود و بفهمد که حقایق دیگری نیز در زندگی وجود دارند که می تواند در کنار همسر بودن، به آنها نیز دست بیابد.

در یک ازدواج سنتی، زن و مرد نیمی از کل هستند و هر یک نقش و وظیفه خاص خود را دارند. تخصصی کردن نقش ها، مانع از کامل شدن و فردیت یافتن هر یک از ایشان به تنهایی می شود. هر آن چه فرهنگ، آن را مردانه بداند، در زن رشدنایافته باقی می ماند.

زن هرایی به سادگی در چنین الگویی گرفتار می شود، حتی ممکن است از ندانستن درباره ماشین ها و اعداد و اینکه در دنیای مادیات و سهام چه خبر است، احساس غرور کاذبی کند، چون شوهرش تمام این کارها را به جای هردوشان انجام می دهد. در نتیجه اگر حتی اجازه این کار را بیابد، او به توانمندی زنان در این حیطه ها شک دارد. اما می تواند ازواکنشی عمل کردن دست بردارد و نقش فعالانه تری را در ازدواج برعهده گیرد.

می تواند ببیند که نقشی برای خود در نظر گرفته که در بهترین حالت، محدودش می سازد و در بدترین حالت ویرانش می کند و او را به فراتر رفتن از هرا وا می دارد. زن هرایی باید آگاهانه و مکرراً با کهن الگوهای دیگری که اجازه فراتر رفتن از نقش صرفاً همسری را فراهم می سازند، هم سو شود.

اگر با هِرا همانندسازی کنیم…

زندگی در قالب “هرایی” یعنی ایفای نقش همسری، چه این نقش دارای معنا و توأم با حس رضایتمندی باشد، و چه توام با درد و رنج، این دیگر به نوع ازدواج و میزان تعهد شوهر بستگی دارد.

هنگامی که غریزه بنیادی زن هرایی اغنا نشده باشد، همه تلاش خود را می کند. به این منظورمدام به دانشگاه یا سرکار می رود، با دوستانش هست و به امید یافتن شوهر به هر مکانی سر می زند.

با ازدواج، زن هرایی، همه فعالیت های خود را محدود کرده و صرفاً به نقش همسری خود و علایق شوهرش می پردازد.اگر شوهر به حمایت مالی همسر نیاز داشته باشد، زن به سر کار می رود. اگر زنی تمام وقت بخواهد، از سر کار خود بیرون آمده و حتی تحصیل خود را نیمه تمام رها می کند. اگر زن کار کند و شوهر بخواهد که کارش را عوض کند، چنین می کند. غالباً دوستان و علایق قبل ازازدواج خود را به هیچ می گیرد.

مردی که با زن هرایی ازدواج می کند، ممکن است احساس کند که بعد ازازدواج زنش دیگر آن زنی نیست که پیش از ازدواج بوده. زن قبل از آنکه در نقش همسر متعهد شود، علایق گسترده تری داشت.

حتی رابطه جنسی پیش از ازدواجش، بهتر از بعد ازازدواجش است.تغییر رابطه جنسی بعد از ازدواج، امری شایع است. نفوذ دیگر کهن الگوها بعد از ازدواج زن هرایی به نحو چشمگیری کاهش می یابد.

زن هرایی بعد ازازدواج شکوفا می شود. حال عروس باشکوه و زنی شاداب شده و اگر همسرش، زئوسی متعهد باشد که زنش را دوست دارد، ازدواجش عملاً معنادارترین بخش زندگیش خواهد شد. شاید کهن الگوهای دیگر هم نقشی بیابند، اما مهم ترین نقش برایش همسری است. اینکه زن هرایی فعالیت های خود را بعد از ازدواج کاهش دهد یا افزایش، به قدرت کهن الگوی هرا و اینکه تا چه میزان دیگر ابعاد خود را رشد داده و اینکه همسرش تا چه اندازه وی را در فراتر رفتن از صرف هرایی بودن، حمایت کند، بستگی دارد.

مردان حسود و سلطه جو که خواهان تحت اختیار و سلطه قرار دادن همسران خود هستند، از کهن الگوی هرایی حمایت کرده و مانع از رشد وی می گردند.

چالش های روان شناختی کهن الگوی هِرا

هرا در زندگی بسیاری اززنان تأثیر چشمگیری دارد. برخی کهن الگوهای دیگر، با همه معنادار بودنشان، احتمالاً به اندازه هرا اغناکننده نیستند، و البته به قدر هرا جنبه آسیب رسانی منفی ندارند. در نتیجه این موضوع بسیار مهمی است که زن هرایی مشکلات و جوانب منفی این کهن الگو را درک کند، چون هرا می تواند قدرتی گیرا باشد.

خلاصه ای از ویژگی های این کهن الگو

  • پرشکوه

  • باجلوه

  • زیبا

  • کهن الگوی ازدواج

  • بزرگ بانو

  • نگاه تیزبین و مراقب

  • تمایل به همسرداری و همسر شدن

  • انگیزش زیاد برای ازدواج

  • متعهد

  • وفادار

  • خشم و عصبانیت از همسر

  • وابسته

  • انتقام جو

  • زن متأهل

  • فاقد غریزه مادری

  • قضاوت گر

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از

71 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
سمیرا
3 ماه قبل

❤😍👏سپاس

سمیرا
3 ماه قبل

این مقاله در زمینه رشد و تکامل خود بهترین هست چون کهن الگو ها راهیی برای شناخت درون خود هستند و در کل باید شخصیت هارا بشناسیم و بخوانیم و بدانیم که شخصیت ما به کدام صورت هست تا بتوانیم با آن سازگاری پیدا کنیم و پذیرش داشته باشیم و این مقاله ها مفید بود برای کسانی که تغییر را دوست دارند

افشین
3 ماه قبل

مقاله جذابی است

مهربان
3 ماه قبل

خفننن

سوگل
3 ماه قبل

❤❤😍👏