لیلا صفری 1 سال قبل

سوال بعدیم اینه که من وقتی جدا شدم از شوهر سابقم پسرم ۳ ساله بود و پوشکی بود و دخترم ۱۰ ساله
توو اون بهبوهه بچه هام بخصوص کوچکتره که هنوز زبان باز نکرده بود و حرف نمیزد اذیت شد و پدرشون(شوهر سابقم)و مادرش خییلی سر ملاقات بچه ها اذیت میکردن(مادرش خخخیلی با من بد بود و جدایی من براش پیروزی بود،بخصوص که حق و حقوقم رو هم ندادن.الان که ۷ سال گذشته یادم می افته که هیچکس اون دوتا بچه رو ندید و خیییلی بچه هام اذیت شدن اینقدر عصبی میشم که حاضرم پدرشون رو که فقط فکر خودش و پولش بود رو خفه کنم.
میخوام این زخمم درمان بشه
چکار کنم لطف؟🙏🏻🙏🏻

1 پاسخ
مدیر سایت 1 سال قبل

سلام وقتتون بخیر
باید بگم که فرزندانتون بهونه ای هستن برای شما که خشمتون رو نسبت به همسرتون و گیرهای درونیتون رو با ندیدن فرزندانتون و اینکه چه بلایی سر اونا امده نشون میدین ، ایا زمانی که فرزندان شما 9 ماه در شکم شما بودن نگران این بودین که غذا چی می خورن یا چطوری نفس میکشن یا خیلی چیزای دیگه ؟؟؟
شما پشت دلسوزی و نگرانی برای فرزندانتون قایم شدین که خشم و عصبانیت درونیتون رو نسبت به همسرتون نبینید
عمیق بشین و ببینید پشت این همه خشم و عصبانیت چیه ؟؟ چه عقده ای ؟؟ چه بندی؟؟ چه فرافکنی ؟؟
اصلا عصبانیت شما از همسرتون هست یا خودتون ؟؟
زخمتون فقط با انجام کار درونی درمان میشه
همسرتون امده توی زندگیتون که درس های بزرگی بگیرید پس بشینید و ببینید این استاد که گذاشتن سر راه زندگیتون امده چه چیزایی از خودتون رو به شما نشون بده
موفق باشید