پرسش و پاسخدسته بندی: شفای زخمچرا من نترسیدم؟؟

:بعد از گذروندن کارگاه شفای زخم ها خیلی احساس سبکی می کنم و عادت ندارم…
ترس از مرگ داشتم و شفا پیدا کرد و این شفا رو زمانی متوجه شدم که توی شرایطش قرار گرفتم و همه ترسیدن و من نترسیدم…
سوالی که برام پیش اومد این بود که چرا من نترسیدم؟؟؟؟؟؟
مشکلم این شده که به این سبک و شرایط عادت ندارم،انگار توی دنیای دیگه زندگی می کنم ، آیا این نفس من هست که قصد داره من و به شرایط و عادات قبل بازگشت بده؟؟؟؟؟

1 پاسخ

اول از همه به شما تبریک میگم

پیشهاد من این هست که به این شرایط عادت کنید البته دیر یا زود عادت هم می کنید.

این شرایطِ بدون عقده و ترس هست ولی متأسفانه توی جامعه ی بیمار ما ، نگران نبودن و ترس نداشتن یه جور غیرعادی بودن و بیماری هست.

مردمی که می بینن ما عاشقانه زندگی می کنیم به نظرشون ما آدم هایی غیرعادی هستیم و به شما این نوید رو میدم رفته رفته انقدر از طریق معنا و معنویت آگاهی دریافت می کنید که روش زیست شما با اکثر آدم ها متفاوت میشه.

اما همینجاست که باید دووم بیارید و به راهتون شک نکنید و ادامه بدید.

زمانی که قصد دارید متوجه درست یا غلط بودن مسیر و راهتون بشید از خودتون بپرسید؛
من نسبت به قبل تغییر کردم یا نه؟
تغییرم مثبت بوده یا منفی؟

وقتی شما نمی ترسید یعنی تغییر شما مثبت بوده و توی مسیر درستی هستید.

لطفاً شما به راه خودتون ادامه بدید و سر جای درستتون باقی بمونید فقط آدم های اطراف شما هستند که باید حرکت کنند تا جهش داشته باشند و به سطح شما برسند.

امیدوارم که شما راهبر آنها باشید